قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٤ - ديوار بزرگ چين
گرچه بسيارى از پايههاى آن بيش از دو هزار سال عمر دارد.[١] اين خط طولانى- كه از آجر خاكسترى رنگ است- به چين باستان باز مىگردد و وجه تمايز ميان دو شيوه زندگى است و ميان زندگى صحرانشينى با كشاورزان نرم خو حائل شده است.
بدين سان ديوارى بلند از سنگ و آجر و گل، از شرق- آنجا كه درياست- تا غرب- كه كوههاى تاين تاغ قرار دارد- ايجاد شده است و صحراى «گوبى» در شمال را به طور كامل محاصره كرده است و آن را از دشتهاى حاصلخيز و پر باران چين- كه مواهبى طبيعى، تمدنى بزرگ و مردمانى ريشهدار با تاريخى چهار هزار ساله دارد- جدا مىكند. امپراطور شن شيه هوانگ، تنها به حمايت از شهرهاى خود در برابر هجوم قبايل ددمنش مغول- كه در صحراى مغولستان (گوجى) مى زيستند- اقدام نكرد، بلكه براى يكپارچه ساختن حكومت و پايان بخشيدن به ينول دارى و فئودالى، قوانين جديدى وضع كرد.
از آنچه گفتيم، روشن مىشود كه ديوار بزرگ چين، سد استوار ذوالقرنين در قرآن نيست؛ چرا كه اين ديوار از سنگ و آجر و صاروج ساخته شده و سد ذوالقرنين از تكههاى آهنى كه روى آن سرب مذاب ريخته شده است.[٢]
ويل دورانت در توصيف ديوار بزرگ چين مىنويسد:
شى هوانگ تى در ٢٥ سالگى به گشودن و يگانه ساختن دولتهاى كوچك همسايه پرداخت. هان در سال ٢٣٠ پيش از ميلاد، چائو در ٢٢٨، وى در ٢٢٥، چو در ٢٢٣، ين در ٢٢٢ و سرانجام دولت مهم تشى در ٢٢١ فتح شد و سرزمين چين، پس از قرنها و شايد براى نخستينبار، زير
[١] . چنان كه گذشت، اين ديوار را پس از سال ٢٢١ پيش از ميلاد، شن شيه هوانگ ساخت.
[٢] . بنگريد به: مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ١٢٨- ١٣٠ و ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٣٤٩-/ ٣٥١.