قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٨ - اصحاب كهف و رقيم
«بطرا» واژهاى يونانى، به معناى صخره است. دليل نامگذارى شهر به اين نام آن است كه پايههاى آن در ميان سنگها بنا شده است. نام پيشين آن «سلع» يا «سالع» بوده كه به معناى صخره است. آثارى از اين شهر، در «وادى موسى» در سرزمين اردن- كه به آن «وادى سيق» نيز مىگويند- تاكنون باقى است.
عربها پس از اسلام، بازماندههاى اين شهر را ديدند و آن را «رقيم» ناميدند.
اين كلمه، عربى شده «اركه»، يكى از نامهاى يونانى اين شهر است كه هنگام ورود به زبان عربى، دگرگون و تبديل به رقيم شده است.[١]
مقريزى در ضمن گفتارى درباره تپه [سرگشتگى و گمگشتگى]، چنين مىنگارد:
در سال ٦٥٢ هجرى گروهى از غلامان دريانورد از قاهره گريختند.
گروهى از آنان در بيابان گم شدند و پنج شبانه روز، سرگردان بودند. در روز ششم، از دور سياهىاى برايشان پديدار شد. به سوى آن به راه افتادند و ناگاه ديدند شهر بزرگى است كه در و ديوار آن، همه از مرمر سبز رنگ است. وارد شهر شدند و در آن گشتند. طوفان شن، شهر را فرا گرفته و خانهها و بازارهاى آن را در خود فرو برده بود. در آنجا به ظرفها و لباسهايى برخوردند كه به هر كدام دست مىزدند، به سبب كهنگى و فرسودگى بسيار، از هم مىپاشيد. در سينى يكى از بزازان نُه دينار طلا يافتند كه بر روى آن تصوير يك غزال نقش بسته بود و با خط عبرى نيز روى آن نوشته شده بود. آنان جايى از زمين را كندند و به سنگى رسيدند كه بر روى آب انبارى قرار داشت. از آنجا آبى نوشيدند كه از برف خنكتر بود. آنگاه شهر را ترك كردند و شبى را در راه بودند تا به گروهى از عربها رسيدند. عربها آنان را به شهر كرك بردند. در آنجا دينارها را
[١] . العرب قبل الاسلام، ص ٨٣ و ٨٤.