قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢ - سرگذشت پسران آدم
همگى سكوت كنند و پاسخ تندى ندهند؟ اى نوانديشان مسلمان، اين چه قضاوتى است؟
٢. چرا بايد به اين حوادثى كه قرآن بازگو كرده است، ناباورانه نگريست و درستى آن را انكار كرد؟ چه شده است كه دين گريزان، آنها را نمايشنامههايى نمادين و دينباوران دگرانديش، آنها را برگرفته از فرهنگ و ادب رايج مردم مىدانند؟ آيا واقعاً نمىتوان پذيرفت كه اين حوادث، رويدادهايى تاريخى بوده كه در گوشههاى تاريك تاريخ، نهان مانده يا اين كه اصل يا چگونگى و شكل آن از ديد ما پوشيده مانده و قرآن كريم پرده از روى آنها برداشته است؟
در ادامه، اين موارد را ياد مىكنيم:
سرگذشت پسران آدم
سرگذشت دو پسر آدم در قرآن اين گونه بيان شده است: آنها قربانى كردند و از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. اين مسئله سبب شد كه قابيل برادر خود، هابيل را به قتل برساند، سپس درمانده شد كه با جسد وى چه كند تا آنكه از كلاغى آموخت كه آن را زير خاك پنهان سازد. اين داستان در سوره مائده با تفصيل بيشترى حكايت شده است.[١]
اين سرگذشتى است كه خداوند آن را به حق و درست بودن توصيف كرده است: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ ...»، پس اگر كسى آن را از افسانههاى رايج در عقايد مردمان قديم بشمارد، در برابر خداوند جسارت كرده است.[٢]
البته بيان اين حادثه با اين شكل و ترتيب، هنر قرآن در تصويرگرى و ترسيم حقايق است. در آغاز حيات انسان بر روى كره خاكى، مشاجرهاى ميان فرزندان آدم
[١] . مائده، ٢٧- ٣١.
[٢] . الفن القصصى فى القرآن، ص ٤١٤.