قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٦ - سد بزرگ مأرب
سد بزرگ مأرب
حال كه از سد ذوالقرنين سخن به ميان آمد، مناسب است از سد مأرب نيز- كه برخى به اشتباه، آن را سد ذوالقرنين پنداشتهاند- سخن گوييم.
حموى نوشته است:
اين سد، ميان سه كوه قرار دارد. سيلابهايى كه از اين كوهها سرازير مىشود، همگى به يك كانال وارد مىشود و تنها يك مسير براى عبور اين آبها وجود دارد. پيشينيان اين مسير را با سنگهاى سخت و سرب و صاروج مسدود كردند و در نتيجه آب چشمههاى آن مناطق و سيلابهاى سرازير شده، در پشت سد جمع مىشد و درياچهاى تشكيل مىداد. وقتى مردم مىخواستند كشتزارهايشان را آبيارى كنند، دريچههاى طراحى شده و استوار سد را به مقدار نياز مىگشودند و پس از آبيارى، آن را مىبستند.[١]
بيرونى (٣٦٢- ٤٤٠ ه) در «الآثار الباقيه» ى خود آورده است:
قولى وجود دارد كه ذوالقرنين همان شَمَرْ يَرْعَش حميرى است و او را به سبب دو زلفش كه بر شانههايش آويزان بود، به اين نام ناميدهاند. وى شرق و غرب گيتى و نيز شمال و جنوب آن را درنورديد و شهرها را تسخير و مردمان را مطيع خود ساخت. ابوكرب، اسعدبن عمرو حميرى، يكى از مقاول يمن، در شعرش به اين مسئله افتخار كرده و سروده است:
|
قدكان ذوالقرنين قبلي مسلماً |
ملكاً علا في الارض غير معبَّد |
|
|
بلغ المشارق والمغارب يبتغي |
أسباب مُلك من كريم سيِّد |
|
|
فرأىمغيبالشمس وقتغروبها |
في عين ذى حَماءٍ وثأط حِرْمَد |
|
[١] . معجم البلدان، ج ٥، ص ٣٥.