قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤١ - ديوار«دربند»
بدين سان يورشها و تاراجها، در فرصتهاى گوناگون ادامه يافت تا آنكه انوشيروان بر تخت حاكميت نشست. از جمله تصميمات وى، خاتمه دادن به اين حملهها با ساخت ديوارى استوار بود. هدف وى اين بود كه براى هميشه، مانع از يورشهاى دشمنان شود و مردمش از دست مزاحمان آسوده گردند.[١]
در سالهاى ٥٣١ تا ٥٧٩ ميلادى، پس از گذشت هزار سال از ساخت سد كورش، انوشيروان احساس مىكرد كه آن سد ديگر نمىتواند مانع از هجوم غارتگران شود. تغييرات وضع جغرافيايى، خطر اقوام سيت را كمتر كرده بود، اما در زمان انوشيروان، خطر بزرگى از طرف روم شرقى و امپراطورى بيزانس- كه با امپراطورى ساسانى رقابت داشت- متوجه ايران شد. نه تنها رومىها از طرف مغرب و از راه آسياى صغير به ايران حمله ور مىشدند، بلكه گروههاى تاتار و ترك- كه در شمال و دشتهاى اورال و پيرامون درياى خزر پراكنده بودند- به شمال ايران هجوم مىآوردند، از اينرو انوشيروان مجبور بود براى جلوگيرى از اين حملهها، وسايل دفاعى آنجا را محكم سازد. اين عوامل موجب شد كه وى ديوار بزرگ دربند را براى مقابله با مهاجمان بسازد.
آب درياى خزر فروكش كرده بود و ميان اين دريا- كه در گذشته، به كوههاى قفقاز متصل بود- و كوههاى قفقاز، نوارى ساحلى به عرض سى مايل[٢]، در طول ساحل ايجاد شده بود. ديوار دربند در اين منطقه- كه راهى براى نفوذ دشمنان بود- ساخته شد. اين ديوار از سويى، به كوه و از سوى ديگر، به دريا متصل بود و به گفته
[١] . تاريخ ايران، ص ٢٠٥، ٢٠٦ و ٢١٥.
[٢] . اين اندازه برحسب وضعيت كنونى آن است كه آب دريا بيشتر فرو نشسته است. حموى اندازه آن را درروزگار انوشيروان، هفت فرسخ نوشته كه هر فرسخ، سه مايل است. امروزه اين نوار ساحلى پس از دو هزار سال، به عرض ده فرسنگ گسترش يافته است.