قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٩ - انوشيروان و ساخت ديوار«دربند»
است، ديگر كارايى لازم را براى جلوگيرى از هجوم غارتگران به شهرهاى ايران ندارد؛ به ويژه آنكه خطر، تنها از جانب اقوام مغول و تاتار نبود، بلكه روميان و تركها نيز افزوده شده بودند.
اين بار، مهاجمان از چه ناحيهاى نفوذ مىكردند و چگونه خاصيت سد كورش از ميان رفته بود؟ درياى مازندران پهلو به پهلوى كوههاى قفقاز قرار داشت و امواج خود را به كناره شرقى آن مىكوبيد. درياى سياه نيز از سوى ديگر، دامنه غربى آن را آماج امواج خود قرار داده بود. پس از ساخت سد كورش، مهاجمى نمىتوانست به جنوب قفقاز راه يابد، اما پس از گذشت يك هزاره از بناى سد در تنگه داريال، درياى خزر راهى براى نفوذ دشمن ايجاد كرد. اين دريا از همه سو، مسدود بود و به آبهاى آزاد راه نداشت. آب آن كاهش يافته و از سواحل، عقب نشينى كرده بود و بخشى پلكانى در طول ساحل مارپيچ، نمودار شده و نوار ساحلى باريكى ميان آب دريا و پايههاى كوه تشكيل شده بود.
روميان بيزانسى و تركان با عبور از اين نوار ساحلى- كه پهناى آن به سى مايل (بين كوه و دريا) مىرسيد- به شمال ايران حمله مىكردند، از اين رو انوشيروان دستور داد كه در عرض اين نوار ساحلى، ديوارى سنگى ميان آب دريا و پايههاى كوه بسازند؛ به گونهاى كه ديوار به كوه بچسبد و ميان كوه و دريا را به طور كامل فراگيرد. با اين كار، كارآمدى سد كورش، دوباره به آن قصه
بازگشت.[١]
[١] . مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ٣١٤ و ٣١٥.