قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٧ - سد تاريخى كورش(ذوالقرنين)
است.[١] «دامر» به تركى يعنى «آهن» و «قاپو» يعنى «در».
بنابراين سد در منطقهاى كوهستانى و در گذرگاهى ميان دو بخش كوه ساخته شده است، نه در دشتهاى هموار؛ همانند ديوار چين. همچنين اين سد براى بازداشتن اقوام تبهكار و ددمنش ساخته شده است كه با گذر از كوه به ساكنان جنوب آن در شمال ايران هجوم مىآوردند، نه براى نگهدارى سيلابها و كنترل طغيان آبها؛ مانند سد مأرب.
ديواره اين سد از مواد فلزىاى ساخته شده كه مركب از آهن گداخته و پوشش مس مذاب است. بقاياى كنونى اين سد منطبق با ويژگىهايى است كه قرآن كريم براى سد ذوالقرنين بيان كرده است. قرآن استوارى اين سد را چنين بيان مىكند:
«فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً»؛ يعنى نه مىتوانستند از آن بالا روند و نه مىتوانستند در آن روزنى براى عبور ايجاد كنند.
بنابراين اين سد مانند ديوار بزرگ چين[٢] يا ديوار «در بند»[٣]- كه انوشيروان، پادشاه ساسانى، هزار سال پس از كورش آن را بنا كرد- سنگى نبوده است. همچنين
[١] . كورش كبير، ص ٢٨٠.
[٢] . ديوار چين را امپراتور« شين هوانك تى» پس از سال ٢٢١ پيش از ميلاد، براى ايجاد حائلى ميان چينو مغولستان ساخت. اين ديوار از خشتِ پخته شده، گل و سنگ بنا شده است و طول آن به ١٥٠٠ مايل مىرسد كه از درياى زرد تا رشته كوههاى« تاين تاغ» امتداد دارد. هدف از ساخت اين ديوار، ايجاد مانعى در برابر هجوم قبايل وحشى صحرانشين مغولستان بود كه پيوسته به دشتهاى چين يورش مىبردند. اين ديوار داراى دروازههاى مستحكمى است كه به فاصلههاى دور از هم، ساخته شده بود و سربازان پرتوانى از آن محافظت مىكردند( مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ١٢٨ و ١٢٩).
[٣] . اين ديوار به طول هفت فرسنگ است و در شهر دربند، ميان درياى خزر و پايين دست كوههاى قفقاز ساخته شده است. در اين قسمت، نوارى ساحلى به طول سى مايل ميان دريا و كوه وجود داشت كه رومىها و تاتارها از آنجا به شمال ايران شبيخون مىزدند. اين ديوار ساخته شد تا راه آنان را بسته شود( مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ٣١٥؛ لغت نامه دهخدا، حرف دال).