قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٣ - نكته
هدف بتپرست نيز نزديكى به خداوند متعال است و بت را نمادى براى رهنمون شدنش به سوى آن مقصد والا و مطلوب كامل قرار داده است. بتپرستان مىگفتند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»[١].
از اين رو كورش هنگام سخن گفتن با همكيشان خود و در ميان موحدان خالص، خداوندگار را ياد كرده و او را با برترين توصيف، «اهورا مزدا» مىستايد؛ يعنى خداى حكيم، خداى عالم و خلّاق و نظّام طبيعت[٢]، اما هنگامى كه از كار باشكوه خويش در زمينه آزادى بنى اسرائيل و تدارك آنان براى بازسازى قدس شريف و زنده ساختن سمبلهاى دين پايمال شده يهود سخن مىگويد، همانند يهود، از خداوند به «يَهُوَه» تعبير مىكند كه باز همان ذات مقدس پروردگار و خالق و مدبّر آسمانها و زمين مقصود است.[٣]
همو زمانى كه خداوند متعال را با زبان بابليان توصيف مىكند، گرچه تعبيراتش بر حسب اصطلاح آنهاست، صفاتى مىآورد كه جز بر خداوند سبحان منطبق نيست. او را همانند بابليان، «مردوك» مىخواند، اما در مقام خداى خدايان و معبود همگان به بزرگى مىستايد و نيز از او به «بعل»- كه برترين خدا و سرور و صاحب آسمانهاست- ياد مىكند. بابلىها «مردوك» را نماينده و سمبل خداوند مىدانند.[٤] اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داريم كه تاريخنگاران معتقدند اين منشور سلطنتى به كمك كاهنان بزرگ و طبق آداب و رسوم دينى آنان تنظيم شده و در پى بيانيهاى بوده است كه خود كاهنان در خوشآمدگويى به اين فاتح بزرگ، صادر كرده بودند،[٥] پس جاى تعجب نيست اگر در آن، تعبيرهايى يافت شود كه از نظر لفظى،
[١] . زمر، ٣:« ما آنها را جز براى اينكه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم.»
[٢] . تاريخ جامع اديان، ص ٤٥٦ و ٤٥٧.
[٣] . ايران باستان، كتاب ٢، كورش، ج ٢، ص ٤٠١.
[٤] . بنگريد به: دائرة المعارف الاسلاميّة، ج ٣، ماده« بعل» و ايران باستان، ج ١، ص ١١٤ و ١١٩ و ج ٢، ص ٣٨٦ و ٣٨٧.
[٥] . ايران باستان، ج ٢، ص ٣٩١.