قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٢ - نكته
اين گفته شايد مبالغهآميز باشد، اما بىشك، هجوم اسكندر با اوستا، كتاب زرتشت، همان كرد كه غارتِ بخت النصر با تورات كرد؛ زيرا پس از اين دو غارت، هر دو دين، سرمايه اصلى خود را- كه كتاب مقدسشان بود- از دست دادند.[١]
از اينروست كه اسلام، زرتشتيان را در رديف مشركان قرار نداده است، بلكه آنان را تا مقام اهل كتاب بالا برده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «با آنان مثل اهل كتاب رفتار كنيد.»[٢] از اميرمؤمنان، على عليه السلام روايت شده است: «من مىدانم زرتشتيان شريعتى دارند كه بدان رفتار مىكنند و كتابى كه به آن ايمان دارند؛ بنابراين با آنان همان رفتار با اهل كتاب را روا داريد.»[٣]
اين پرسش باقى مىماند كه چگونه شخصى يكتاپرست، خدايان بتپرستان را مىستايد؟ اگر كورش همان بنده صالح خدا، ذوالقرنين است كه قرآن از وى به نيكى ياد مىكند، چرا در اعلاميه بابل، خدايان بتپرستان را ستوده است؟
در پاسخ مىتوان گفت كه مردان حكيم و دانا انسانها را- در هر نژادى كه باشند- خداجويانى مىبينند كه گرچه در ظاهر، گفتهها و شيوههاى گوناگونى دارند، در فطرت به سوى خالق متعال گرايش دارند و به سوى جمال مطلق در حركتند:
|
عباراتُنا شتّى و حُسْنُك واحدٌ |
فكلٌّ إلى ذاك الجمال يُشيرُ |
|
عبارتهاى ما گوناگون، اما زيبايى تو يكى است و همه به سوى آن نظر دارند.
[١] . كورش كبير( ذوالقرنين)، ص ٢٦٤ و ٢٦٥.
[٢] .« سنّوا بهم سنّة اهل الكتاب»( سنن كبرى، ج ٩، ص ١٨٩ و ١٩٠).
[٣] . شبيه آن را بيهقى در ج ٩، ص ١٨٨ و ١٨٩ روايت كرده است. همچنين بنگريد به: كتاب خراج، ص ١٢٩.