قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩ - ٥ گزارشگرى و تصويرگرىهاى گوناگون از يك صحنه
به نظر مىرسد اين سخن، گفتوگويى دو طرفى ميان فرعون و دولتمردان اوست؛ بنابراين نسبت دادن آن هم به فرعون و هم به اطرافيان او صحيح است. به همين دليل است كه ادامه آيات در هر دو سوره، شبيه يكديگر است. پس از آيه نخست، در سوره اعراف آمده است: «يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ. قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ»[١]. همين مطلب با اندك تفاوتى- كه تبديل «أرسل» به مترادف آن، «وابعث» و تبديل «ساحر» به «سحّار» است-[٢] پس از آيه ٣٤ سوره شعراء نيز آمده است.
بشارت فرزند در داستان حضرت ابراهيم عليه السلام نيز همين گونه است. در سوره هود[٣] به حضرت ابراهيم عليه السلام بشارت داده مىشود، اما در سوره حجر[٤] و ذاريات[٥] به همسر او بشارت داده مىشود.
٥. گزارشگرى و تصويرگرىهاى گوناگون از يك صحنه
در داستانهاى قرآن، گاه، از زبان يك شخص و در يك صحنه، چند گونه سخن بازگو مىشود؛ مانند خطاب خداوند به موسى عليه السلام آنگاه كه وى به سوى آتشفروزان در دامنه كوه طور مىرفت. در سوره نمل اين گونه ندا داده مىشود:
«فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها»[٦]، اما در سوره قصص مىخوانيم: «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى
[١] . اعراف، ١١٠ و ١١١:« مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند. چه دستور مىدهيد؟ گفتند:" او وبرادرش را بازداشت كن و گردآورندگانى را به شهرها بفرست تا هر ساحر دانايى را نزد تو آورند."»
[٢] .« سحّار» يعنى جادوگر و دارنده سحر. وزن« فعّال» ساختارى است كه براى بيان پيشه نيز به كارمىرود؛ مانند« تمّار» يعنى خرمافروش.
[٣] . هود، ٧١.
[٤] . حجر، ٥٣.
[٥] . ذاريات، ٢٨.
[٦] . نمل، ٨:« چون نزد آن آمد، آوا رسيد كه خجسته و مبارك گرديد آن كه در كنار اين آتش و آن كه پيرامونآن است.»