قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩ - ٤ همسانى سيره پيامبران و واكنش امتها
٣. ترسيم ريشه تاريخى اسلام
هدف ديگر قصص قرآنى- كه آن را مىتوان كامل كننده هدف گذشته شمرد- بيان اين نكته است كه آنچه اسلام آورده است و مردم را بدان فرا مىخواند، نوآورى و بدعت در امور دين نيست، بلكه پيشينهاى كهن دارد و اسلام در اهداف وآموزهها، با رسالتهاى گذشته پيوندى استوار دارد: «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ»[١]؛ چراكه اسلام ادامه اديان توحيدى است و ريشهاى كهن و عميق، به ژرفاى تاريخ بشر دارد.
پشتوانه آن نيز تودههاى با ايمان و فداكارى است كه تاريخ را شرافتمندانه ساختهاند.
٤. همسانى سيره پيامبران و واكنش امتها
داستانهاى قرآن روشن مىكند كه شيوه دعوت انبيا وابزارهاى به كار رفته در اين راه، همسان بوده است و امتها در برابر آنها به يك گونه واكنش نشان دادهاند.
پيشبرندهها و بازدارندههاى گسترش دين نيز همانند بوده است.
قرآن در موارد گوناگونى بر اين حقيقت، تأكيد و به اشتراك پيامبران در موضوعهاى فراوانى اشاره كرده است كه چند نمونه آن را بيان مىكنيم.
«وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»[٢].
«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
[١] . احقاف، ٩:« بگو:" من از بين پيامبران، نخستين پيغمبر نيستم كه تازه در جهان آوازه رسالت بلند كردهباشم[ تا تعجب و انكار كنيد]."»
[٢] . آل عمران، ١٤٦:« و چه بسيار پيامبرانى كه همراه آنان، تودههاى بسيارى كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا به ايشان رسيد، سستى نورزيدند.»