قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٤ - يأجوج و مأجوج
سكونت داشتند.[١]
چندين گروه با نام تاتار، در هندوستان، خطاى، چين و ماچين، در ميان قرقيزها، در كلارا (بولندا)، باشقرد (مجريامگر)، دشت قفچاق و سرزمينهاى شمال پراكنده بودند. نام تاتار تا امروز نيز بر همه ملتهاى ترك اطلاق مىشود.
ظاهراً اقوامى كه از ريشه مغولى منشعب شدهاند و زبان مغولى دارند، خود را تاتار مىناميدند، اما پس از دوره چنگيزخان در مغولستان و آسياى ميانه، «مغول» ناميده شدند و اين نامى است كه چنگيز آن را رسميت بخشيد. در منابع اسلامى اين نام به صورت «مُغُل» و «مُغُول» آمده است و بازماندگان مغول در افغانستان- كه زبانشان را تاكنون حفظ كردهاند- نام «مغل» را براى خود به كار مىبرند.
تاتارها در خلال جنگهاى تيمور به صورت كوچنشينان بيابانگرد، ميان آماسيّه و قيساريّه (بندرى باستانى در فلسطين) مىزيستند و تعداد آنان بين سى تا چهلهزار خانوار بوده است.[٢]
مدلول واژه تاتار- به اعتبار اينكه نامى براى مردم ترك زبان بود- در بستر رودخانه «ثولغا»، از قازان[٣] تا آستراخان[٤] و شبه جزيره قرم و بخشى از سيبرى گسترش يافت؛ يعنى همان جايى كه قرآن كريم از آن به «پشت دو ديواره» تعبير كرده است كه آن سوى رشته كوههاى قفقاز و درياى خزر و درياى سياه مىباشد. آنان همان كسانى بودند كه پيش از ميلاد مسيح، در اين مناطق ساكن شده بودند و به توحّش و غارت مردمان صلح دوست، معروف بودند. پژوهشهاى نوين علمى بر
[١] . بنگريد به: الكامل فى التاريخ، ج ١٢، ص ٣٦١( وقايع سال ٦١٧).
[٢] . بنگريد به: ظفرنامه، ج ٢، ص ٥٠٢ به بعد و ابن عربشاه، ج ٢، ص ٣٣٨ به بعد( به نقل از مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ٢٨٥ و ٢٨٦).
[٣] . پايتخت جمهورى خود مختار تاتارستان در شرق مسكو.
[٤] . شهر بندرى در مصبّ رود« ثولغا» به درياى خزر كه مغولها آن را بنا نهادند.