قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣ - دگرانديشهاى نوپيدا
بنابراين اعتراضى متوجه پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن كريم نخواهد بود.[١]
اين ديدگاه خلف اللَّه را پيش از وى، نويسنده معروف، طه حسين در كتاب «في الشعر الجاهلى»، استاد على عبدالرزاق در كتاب «الاسلام و اصول الحكم» و نيز ديگران مطرح كرده بودند؛ تا آنجا كه اين ديدگاه از ويژگىهاى نوانديشى اسلامى به شمار مىرود و گاه، در محافل مذهبى جنجال به پا كرده است و مىكند. استاد خليل عبدالكريم به تازگى، گزارش و تحليلى درباره قصص قرآنى، به صورت شرح و تعليق بر كتاب «الفن القصصي في القرآن» نگاشته است كه در چاپ جديد، همراه با اين كتاب منتشر شده است. وى بسيارى از چيزهايى را كه گمان مىكرده خلف اللَّه ناديده انگاشته، بر كتاب وى افزوده و در واقع، به آتش دامن زده است.
استاد خليل عبدالكريم در اعتراض به بخش پايانى سخن خلف اللَّه درباره قصههاى قرآنىاى كه براى بيان تاريخ است، مىنويسد:
ما با خلف اللَّه درباره قصههاى تاريخى، سخن بسيارى داريم؛ زيرا وى براى ما معيار تاريخى بودن قصه را بيان نكرده است. آيا اين معيار، ثبت قصه در يكى از منابع تاريخىِ معتبر است يا ملاك، وقايع تاريخىِ ثبت شده در خاطره ملتهاست؟ آيا تنها ثبت يك قصه در تورات باعث تاريخى بودن آن مىشود؟
سزاوار بود وى- كه در صدد بحثى علمى و آكادميك است- اين معيار را مشخص كند. شايد همين ناديدهگرفتنِ ملاك سبب شده است كه او برخى از وقايع غير تاريخى را تاريخى قلمداد كند. جريان درگيرى پسران آدم و كشته شدن يكى به دست ديگرى و اينكه قاتل نمىدانست چگونه جسد را دفن كند، تاريخ نيست، بلكه با اسطورهشناسى مناسبتر
[١] . الفن القصصى فى القرآن، ص ٨٧- ٩١.