قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٩ - ذوالقرنين
مخفى زمين در اختيار تو قرار خواهد گرفت ... من او را به عدالت برانگيختم و همه راهها را براى او هموار كردم. او شهر مرا بنا كرده، اسيرانم را آزاد خواهد كرد ....[١]
در باب ٤٦، كورش به عقاب شكارى تشبيه شده است. او مىگويد:
اراده من برقرار خواهد ماند و تمامى مسرّت خويش را به جا خواهم آورد. من شكارى را از مشرق و هم مشورت خويش را از جاى دور مىخوانم.[٢]
در كتاب اشعياى نبى پيشگويىهايى درباره ظهور كورش شده است. اشعياء ١٦٠ سال پيش از كورش مىزيست و پس از او، كارش را ديگر پيامبران تكميل كردند. برخى از اين پيامبران در زمان حمله كورش و سقوط بابل مىزيستند. همه كورش را به اقتدار و نيرويى ربّانى توصيف كردهاند؛ كسى كه براى رهاندن بندگان خدا از جور و ستم آمده بود. اين چنين بود كه وى بنى اسرائيل را نجات داد و بيتالمقدس را بازساخت و در شرق و غرب گيتى دادگسترد. همين مسئله است كه در بررسى شخصيت ذوالقرنين در كتابهاى پيشينيان، براى ما اهميت دارد.
در كتاب ارميا باب ٥٠ چنين آمده است:
در ميان امتها اعلام كنيد و با پرچمى بر افراشته، بگوييد كه بابل گرفتار شده و بيل ديت مشهور بابل، خجل گرديده است. مَرْودَك خُرد شده و اصنام او رسوا و بتهايش شكسته شده است؛ زيرا امتى از شمال بر او مىآيد و زمينش را ويران خواهد ساخت؛ بهگونهاى كه كسى در آن ساكن نخواهد شد.[٣]
در اين كتاب، فارسها به خورشيد درخشانى تشبيه شدهاند كه پرتو آن به همه
[١] . كتاب اشعياء، باب ٤٥، ١- ١٤، با تلخيص و توضيح.
[٢] . كتاب اشعياء، باب ٤٦، ١٠ و ١١.
[٣] . كتاب ارميا، باب ٥٠، ١- ٤، با تلخيص و توضيح.