ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٩ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
شماها بگويد: هلم (بيا)، يا به عبارت ديگر بگويد: تعال، يا بگويد: اقبل، كه همه اين الفاظ يك مقصود را مىرسانند و در شرح اين حديث جز اين اقوال ديگرى هم هست كه اين قول از همه بهتر است و حرف در اصل لغت طرف و جانب است و به اين تناسب حرف را در حروف هجاء بكار برند، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: شك نيست كه لغت عرب پردامنه و وسيع بوده است در همان دوران نزول قرآن و در مفردات و علامات قبائل مختلفه با هم اختلاف داشتهاند ولى دور نماى همه يك لغت بوده است و با امتيازات خود از سائر زبانها جدا بوده است، قرآن با اسلوب كامل فصيحترين زبانهاى قبائل صريح حجاز و نجد و يمن در قالب كاملترين جملهبندىها و تعبيرات عربى ريخته شده است و در حقيقت مطابق فشرده و منتخب لغات فصيحه و معموله دوران نزول است كه از آن به لغت مضر تعبير شده است، مضر جدّ اعلاى كليه قبائلى است كه در محيط حجاز و نجد و تهامه و يمامه زندگى مىكردهاند.
در اين هم شكى نيست كه قرآن با تعبيرات مختلفه و قرائتهاى مختلفه در محيط اسلامى نشر شده است و سلسله اين قراءات مختلفه هم به اصحاب پيغمبر مىرسند كه خود از زبان پيغمبر تعليم گرفتهاند و به شاگردان خود آموختهاند و تا هفت، بلكه ده از اين قرائتهاى مختلفه را متواتر دانستهاند يعنى بطور قطع سلسله آنها بخود شخص پيغمبر (ص) مىرسد و از زبان آن حضرت شنيده شده است، و نتيجه اين است كه خود پيغمبر در آموزش قرآن تعبيرات مختلفه داشته، مانند يك شاعر و يا مؤلف كه براى تعبيرات خود نسخه بدل ضبط مىكند و يك عبارت نظم و يا نثر خود را به دو و يا چند تعبير ادا مىكند و اين تعبيرات مختلفه دو وجه دارد:
١- تعدد نزول كه برخى كلمات چند بار به آن حضرت نازل شده و هر بار موافق قرائتى بوده و پيغمبر يا به مناسبت آموزندهها به هر كدام تعبيرى