ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣ - باب رغبت، رهبت، تضرع، ابتهال، استعاذه، مسألت(انواع دعا به درگاه خدا)
حقى دارد مانند حق او بدان.
و فرمود: در رغبت، هر دو دست را بگشائى و باطن آنها را بنمائى، و در رهبت، هر دو دست را بگشائى و پشت آنها را عيان دارى، و در تضرع، انگشت سبابه راست را به راست و چپ بجنبانى، و در تبتّل، انگشت سبابه چپ را بجنبانى و به آرامى آن را به بالا و پائين ببرى و بياورى، و ابتهال اين است كه هر دو دست و هر دو ذراع را به سوى آسمان فراز دارى. ابتهال وقتى است كه موجبات گريه فراهم شده است.
٥- از ابى بصير، گويد: از امام صادق (ع) از دعا كردن و بلند كردن دو دست پرسيدم.
در پاسخ فرمود: بر چهار وجه باشد: اما براى پناه بردن به خدا، باطن دو كف را به سوى قبله كنى، و در دعاى براى طلب رزق، دو كف بگشائى و باطن آنها را به سوى آسمان بدارى، و اما در تبتّل و توجه به خدا، با انگشت سبّابه اشاره كنى، و اما در حال ابتهال، دو دست را فراز دارى تا از سر آنها را در گذرانى، و دعاى تضرع و زارى اين است كه انگشت سبّابه را در برابر رويت بجنبانى و آن دعاى خيفه و هراس است.
٦- از محمد بن مسلم، گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم از قول خدا عز و جل (٧٥ سوره مؤمنون): «كوچكى نكردند براى پروردگار خود و به درگاهش زارى نكردند» فرمود: استكانه همان خضوع است، و تضرع بلند كردن هر دو دست و زارى با آنها.
٧- از محمد بن مسلم و زراره، گويند: گفتيم: به امام