ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٣ - كتاب فضل قرآن
و خداى تبارك و تعالى او را ندا دهد: اى حجّت من در روى زمين و اى سخن راست و گويايم سر بردار و بخواه تا به تو عطا شود و شفاعت كن تا پذيرفته گردد. و سر بردارد. سپس خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: چگونه ديدى بندگانم را؟ در پاسخ عرض كند:
برخى مرا نگهداشت و حفظ كرد و چيزى از مرا ضايع نكرد و برخى مرا ضايع كرد و حق مرا خوار شمرد و مرا دروغ دانست و منم حجّت تو بر همه خلقت.
پس خدا تبارك و تعالى فرمايد: به عزّت و جلال و رفعت مقامم سوگند، امروز بهترين ثواب را براى تو بدهم و دردناكترين كيفر را به خاطر تو بكنم. فرمود: پس قرآن به صورت ديگر سرِ خود را برگرداند.
راوى گويد: من گفتم: يا ابا جعفر در چه صورتى بر مىگردد؟ فرمود: در صورتِ مردى ژوليده و رنگ پريده كه همه مردم محشر او را ببينند و مردى از شيعههاى ما كه او را مىشناسد و با او با مخالفان بحث و مناقشه كرده است برابر او آيد، پس گويد: تو مرا نمىشناسى؟ و آن مرد به او نگاه كند، گويد: اى بنده خدا تو را نشناسم، گويد: پس به صورت اول خود باز گردد و از آن مرد پرسد كه: مرا نشناسى؟ در پاسخ گويد: چرا! پس قرآن مىگويد: منم كه شب تو را بىخواب كردم و تو را در رنج معيشت افكندم، در باره من آزار شدى و رانده شدى، هلا كه هر تاجرى سود خود را دريافت كند و من امروز پشتيبان توام. فرمود: پس او را به درگاه ربّ العزت تبارك و تعالى برد و بگويد: پروردگارا پروردگارا بنده تو است و تو بدو داناترى، در باره من رنج كش بود و مواظب من بود به سبب من با او دشمنى مىشد و او به خاطر من دوستى مىكرد و به خاطر من