أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٦٣٣ - معرفت و نجابت محمد بن ابى بكر
عرض كرد: يا امير المؤمنين، اگر آن دو را براى اصحابت نام ببرى تا از آنها بيزارى بجويند بهتر از ترك آن است! فرمود: خدا سلمان و ابو ذر و مقداد را رحمت كند، آنها چه خوب آن دو نفر را مىشناختند و برائتشان از آن دو و لعنتشان نسبت به آنان شديد بود.
عرض كرد: يا امير المؤمنين فدايت گردم، آن دو را نام ببر! ما شهادت مىدهيم كه دوست بداريم هر كس را تو دوست بدارى و بيزارى بجوييم از هر كس كه تو برائت بجويى.
فرمود: اى عمار، در اين صورت اصحابم كشته مىشوند و جماعت من و اهل لشكرم و اكثريّت كسانى كه اطراف من مىبينى پراكنده مىشوند!
ضابطه كلّى ولايت و برائت
اى عمار، هر كس موسى و هارون را دوست داشت و از دشمنان ايشان بيزارى جست از گوساله و سامرى برائت جسته بود. و هر كس گوساله و سامرى را دوست داشت و از دشمنان آنها بيزارى جست از موسى و هارون برائت جسته بود بدون آنكه خودش بداند.
اى عمار، هر كس پيامبر و اهل بيتش را و مرا دوست بدارد و از دشمنم بيزارى بجويد از آن دو نفر[١] بيزارى جسته است. و هر كس از دشمنان آن دو نفر بيزارى بجويد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيزارى جسته است بدون آنكه خودش بداند[٢].
معرفت و نجابت محمّد بن ابى بكر
محمّد بن ابى بكر عرض كرد: يا امير المؤمنين، نمىخواهد آن دو نفر را معرفى كنى كه من آنها را شناختم! خدا را شاهد مىگيريم كه ولايت ترا بپذيريم و از همه دشمنانت بيزارى بجوييم، چه دور باشند و چه نزديك، اوّل آنها و آخرشان، زنده آنها و مردهشان، حاضر آنها و غائبشان.
[١] يعنى از ابو بكر و عمر.
[٢] منظور اين نيست كه برائت او از اهل بيت از روى جهل است، بلكه به اين معنا كه چنين شخصى نمىخواهد بفهمد كه وقتى پيامبر و اهل بيتش عليهم السّلام نسبت به ابو بكر و عمر در نقطه مقابل يك ديگر قرار دارند ولايت هر يك بمعنى برائت از ديگرى است.