أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٧١ - عكس العمل جريان راهب در لشكر امير المؤمنين عليه السلام
فرزندان تو را دوست مىدارم و از دشمنشان و مخالفين آنان و از كسانى كه از آنان بيزار باشند و حقّشان را ادّعا كنند و به آنان ظلم كنند- از اوّلين و آخرين- بيزارى مىجويم.
سپس دست داد و با حضرت بيعت نمود[١].
نظير كتاب راهب نزد امير المؤمنين عليه السّلام
سپس امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمود: كتابت را به من بده. او هم كتاب را داد.
امير المؤمنين عليه السّلام به يكى از اصحابش فرمود: برخيز با اين مرد و مترجمى پيدا كن[٢] كه سخن او را بفهمد و مطالب كتاب را به زبان عربى واضح براى تو بنويسد. او هم كتاب را كه به عربى نوشته شده بود آورد[٣].
وقتى آن را آورد حضرت به پسرش امام حسن عليه السّلام فرمود: پسرم، كتابى را كه به تو سپرده بودم بياور. حضرت آن را آورد. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: پسرم تو اين كتاب را بخوان، و تو اى فلانى- كه اظهار نادانى مىكنى- در نسخه اين كتاب نگاه كن كه دستخط من و املاء پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است.
امام حسن عليه السّلام كتاب را خواند. حتى يك حرف مخالف آن نبود و تقديم و تأخيرى هم در كلمات نداشت گوئى يك شخص براى دو نفر املاء كرده است!
عكس العمل جريان راهب در لشكر امير المؤمنين عليه السّلام
سپس امير المؤمنين عليه السّلام حمد و ثناى الهى بجا آورد و فرمود: «سپاس خدايى را كه اگر مىخواست امّت اختلاف نمىكردند و متفرّق نمىشدند. شكر خدائى را كه مرا به فراموشى نسپرده و امر مرا رها نكرده است[٤] و ياد مرا نزد خود و دوستانش خاموش
[١]« ب» و« د»: دست امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت و بيعت كرد. در كتاب فضائل چنين است: اينجا بود كه امير المؤمنين عليه السّلام دست مباركش را پيش برد و با او بيعت كرد.
[٢]« الف»: حاضر كن.
[٣] يعنى رفت و مترجمى پيدا كرد و آن را به عربى ترجمه كرد و بعد آورد.
[٤]« ج»: امر مرا كوچك نكرده است. در كتاب فضائل: امر مرا ضايع نكرده است.