أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٩٥ - تأييد كتاب از سوى حسن بصرى
بر صحّت آن متّفق شدهاند، و من هم در آن حديث پيرو آنان شدهام، و نيز مطالب ديگرى كه بعدا از غير آنان از اهل حق شنيدهام.
هنگامى كه مريض شدم تصميم گرفتم اين نوشتهها را بسوزانم، ولى از اين اقدام خوددارى كردم و متوجه خطا بودن آن شدم.
اگر مىتوانى با من عهد و پيمان الهى قرار ده كه تا من زنده هستم آن نوشتهها را به هيچ كس خبر ندهى، و بعد از مرگ من از آنها براى كسى نقل نكنى مگر كسى كه مانند خود به او اطمينان داشته باشى، و اگر برايت اتفاقى پيش آمد آنها را نزد كسى از شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام كه به او اطمينان داشته باشى و داراى دين و آبرو باشد بسپارى.
ابان مىگويد: من اين شرائط را برايش متعهد شدم. او هم نوشتهها را به من تحويل داد و همه آنها را برايم خواند.
سليم بعد از تحويل كتاب مدت زيادى زنده نماند و از دنيا رفت. خدا او را رحمت كند.
تأييد كتاب از سوى حسن بصرى
ابان مىگويد: بعد از سليم در آن نوشتهها نظر كردم و به مطالب آن اطمينان پيدا كردم. ولى مطالب آن بزرگ به نظرم آمد و مشكل جلوه كرد، زيرا در آنها هلاكت همه امّت محمد صلى اللَّه عليه و آله از مهاجرين و انصار و تابعين، به جز على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت او و شيعيانش بود.
بعد از ورود به بصره اوّل كسى كه ملاقات كردم حسن بن ابى الحسن بصرى بود كه در آن روز خود را از شرّ حجاج پنهان كرده بود. حسن بصرى در آن ايام از شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام و از مفرطين آنها به حساب مىآمد، و از اينكه در جنگ جمل يارى آن حضرت و جنگ به همراه او از دستش رفته بود اظهار پشيمانى مىكرد و حسرت مىخورد[١].
[١] حسن بصرى بدون شك از دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام است، و ابان هم با كلمه« در آن روز» و« در آن ايام» به نفاق او اشاره مىكند. در باره احوال حسن بصرى به بحار: ج ٢ ص ٦٤ و ج ٤٢ ص ١٤١ مراجعه شود.