أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٨٠ - امير المؤمنين عليه السلام مظهر دين الهى
دانسته و اسباب برايم گشوده شد و انساب را دانستم و ابر برايم جارى گشت و در ملكوت نظر كردم و چيزى بر من پوشيده نماند كه از نظرم مخفى بماند و آنچه پيش از من بوده از نظرم مخفى نماند، و هيچ كس در آنچه پروردگارم در روزى كه شاهدان بپا مىخيزند در باره آن از من گواهى گرفته شريك من نيست.
خداوند بوسيله من وعده خود را تمام مىكند و كلماتش را به كمال مىرساند. من نعمتى هستم كه خداوند تعالى بر خلقش ارزانى داشته، و من همان اسلامى هستم كه براى خود پسنديده است. همه اينها منّتى است كه خداوند بر من نهاده و شانهام را با آن خم كرده است.
هيچ امامى نيست مگر آنكه اهل ولايت خود را مىشناسد، و اين همان كلام خداوند است كه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ[١]، «تو اى پيامبر ترساننده مردم هستى و هر قومى هدايتكنندهاى دارد».
سپس امير المؤمنين عليه السّلام از منبر پائين آمد. خداوند بر او و خاندان پاك و نيكش درود فرستد و سلام فراوان نازل كند.
روايت از غير سليم:
١. نهج البلاغه: ص ١٣٧ خطبه ٩٣.
٢. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ج ٧ ص ٥٧.
[١] سوره رعد: آيه ٧.