أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٢١ - بنى اميه، شجره ملعونه در قرآن
من از سخن او به غضب در آمدم و حالتى به من دست داد كه نتوانستم خود را كنترل كنم و گفتم: بخدا قسم، تو نسبت به آن دو و پدر و مادرشان كم معرفت هستى. بخدا قسم آن دو از من بهترند و پدرشان از پدر من بهتر و مادرشان از مادر من بهتر است.
اى معاويه، تو غافلى از آنچه من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدهام كه در باره آن دو و پدر و مادرشان فرمود و من آن را حفظ كردم و در قلب خود جا دادم و آن را نقل كردم[١].
وحشت معاويه از رسيدن فضائل اهل بيت عليهم السّلام به اهل شام
معاويه گفت: آنچه شنيدهاى بياور- و اين در حالى بود كه در مجلس او امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عبد اللَّه بن عباس و فضل بن عباس و پسر ابو لهب حاضر بودند- بخدا قسم تو نه دروغگو و نه مورد اتهام هستى.
عبد اللَّه مىگويد: گفتم: مطلب بزرگتر از آن است كه در نظر دارى. گفت: اگر چه از كوه احد و حرا هم بزرگتر باشد، من ترسى ندارم مادامى كه كسى از اهل شام در مجلس نباشد، و نيز بعد از آنكه خداوند رفيق تو را كشت و جمع شما را متفرق ساخت و امر خلافت در اهل و معدن آن قرار گرفت!! بر ايمان نقل كن كه از آنچه شما بگوئيد و ادّعا كنيد ترسى نداريم[٢].
بنى اميّه، شجره ملعونه در قرآن
گفتم: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم- در حالى كه در باره اين آيه از آن حضرت سؤال شد: وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ[٣]، يعنى: «قرار نداديم خوابى را كه به تو نشان داديم مگر فتنهاى براى مردم و بيان شجره ملعونه در قرآن»،
[١]« ج»: اى معاويه، من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه در باره آن دو و پدرشان چيزى مىفرمود، هنگامى كه من نوجوان بودم، و آن را حفظ كردم و بخاطر سپردم و فراموش نكردهام.
[٢]« الف» و« د»: آنچه شما از دست دادهايد به ما ضرر نمىزند.« ب»: آنچه شما بشماريد.
[٣] سوره اسراء: آيه ٦٠.