أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٤٣ - تأثير خطبه امير المؤمنين عليه السلام در همام
اگر بخندد صدايش را بلند نمىكند. به آنچه برايش مقدّر شده قانع است. غيظ او را از خود بيخود نمىكند و هواى نفس بر او غالب نمىشود. بخل او را مقهور خود نمىكند و در آنچه مال او نيست طمع نمىكند.
با مردم رفت و آمد مىكند تا بياموزد، و سكوت اختيار مىكند تا سالم بماند، و سؤال مىكند تا بفهمد، و تجارت مىكند تا غنيمت بدست آورد، و جستجو مىكند تا علم پيدا كند.
در جاى خير سكوت نمىكند تا به آن افتخار كند، و نه براى اين سخن مىگويد كه بر غير خود تحميل كند.
نفس او از دستش در سختى است و مردم از دست او در راحتى هستند. نفس خود را براى آخرتش به زحمت انداخته، و مردم را از خود راحت كرده است. اگر بر او ظلم شود صبر مىكند تا خداوند برايش انتقام بگيرد.
دورى او از كسى كه از او دورى مىجويد بعنوان زهد و دور نگهداشتن خود از گناه است، و نزديكىاش به كسى كه به او نزديك مىشود نرمى و رحمت است. دورى او بعنوان تكبّر و بزرگى فروختن نيست، و نزديكىاش بعنوان حيله و مكر نيست. او به كسانى از اهل خير كه قبل از او بودهاند اقتدا مىكند، و مورد اقتدا براى كسانى از اهل خير است كه بعد از او مىآيند.
تأثير خطبه امير المؤمنين عليه السّلام در همام
سليم مىگويد: همام صيحهاى زد و از حال رفت و بر زمين افتاد. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: «بخدا قسم از اين مطلب بر او مىترسيدم»، و نيز فرمود: «موعظههاى رسا به اهلش اين چنين اثر مىكند».
يك نفر به حضرت عرض كرد: يا امير المؤمنين، شما چرا اين كار را كرديد.[١] حضرت فرمود: هر كس اجلى دارد كه از آن رد نمىشود و سببى براى هر كس
[١] يعنى شما كه مىدانستيد همام چنين عكس العملى خواهد داشت چرا به توصيف مؤمنين پرداختيد.