أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٤١ - بيان تقيه امير المؤمنين عليه السلام در رحمت فرستادن بر دشمنان
كسانى نيست كه براى تو و رفيقت كه طالب خون او هستى پايهگذارى كردند و راه را براى ظلم به ما اهل بيت برايتان باز كردند و شما را بر ما مسلّط كردند. خداوند مىفرمايد:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا، أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[١]، «نمىبينى كسانى را كه نصيبى از كتاب داده شدند، كه به جبت و طاغوت ايمان مىآورند و به كسانى كه كافر شدند مىگويند: راه اينان از آنان كه ايمان آوردند به هدايت نزديكتر است. اينان هستند كه خدا لعنتشان كرده و هر كس را خدا لعنت كند براى او يارى پيدا نخواهى كرد، يا آنكه نصيبى از پادشاهى پيدا كنند كه در اين صورت ذرّهاى به مردم نمىدهند، و يا آنكه بر مردم حسد مىبرند در آنچه خداوند از فضلش به آنان داده است». ما مراد از مردم هستيم و مائيم كه مورد حسد قرار مىگيريم.
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً، فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً[٢]، «به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان ملك عظيم عنايت كرديم، بعضى از آنان به او ايمان آوردند و بعضى از آنان مانع آن شدند و جهنّم با شعلههايش كافى است». «ملك عظيم» آن است كه خداوند بين آنان امامانى قرار داده كه هر كس از آنان اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و هر كس از آنان سرپيچى كند خدا را عصيان كرده است. و «كتاب و حكمت» نبوّت است. چرا اين مطلب را در باره آل ابراهيم قبول داريد ولى در مورد آل محمّد انكار مىكنيد؟
اى معاويه، اگر تو و رفيقت و طاغيان شام و يمن و اعراب ربيعه و مضر، اين جفاكاران امّت كه نزد تواند به اين مطلب كفر مىورزيد خداوند قومى را به آن موكّل
[١] سوره نساء: آيههاى ٥٤- ٥١.
[٢] سوره نساء: آيههاى ٥٤ و ٥٥.