أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٤٨ - اعتراف عمر به اهانت خود نسبت پيامبر صلى الله عليه و آله
بودهايم و نسل ما همهاش نكاح بوده و زنا نبوده است و ازدواجهاى جاهليت به نسل ما مخلوط نشده است.
سؤال مردم از انساب و عاقبت خود
فرمود: از من سؤال كنيد. بخدا قسم هيچ كس در باره پدر و مادرش و نسبش از من نمىپرسد مگر اينكه به او خبر مىدهم.
مردى برخاست و گفت: پدر من كيست؟ فرمود: «پدر تو فلانى است، همان كسى كه بعنوان پسر او خوانده مىشوى». آن مرد خدا را حمد و ثنا نمود و گفت: اگر مرا به غير او هم نسبت مىدادى راضى مىشدم و تسليم بودم.
مرد ديگرى برخاست و پرسيد: پدر من كيست؟ فرمود: «پدر تو فلانى است»، و حضرت شخص ديگرى غير آنكه بنام پدرش معروف بود ذكر نمود. آن مرد هم از اسلام مرتد شد.
مرد ديگرى برخاست و گفت: آيا من از اهل بهشتم يا اهل آتش؟ فرمود: از اهل بهشت. مرد ديگرى برخاست و گفت: من اهل بهشتم يا آتش؟ فرمود: از اهل آتش!
اعتراف عمر به اهانت خود نسبت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله غضبناك فرمود: چرا آن كسى كه بهترين اهل بيتم و برادر و وزير وارث و وصيّم و خليفهام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از مرا سرزنش كرده بر نمىخيزد تا بپرسد پدرش كيست و جايش كجاست[١]، آيا در بهشت يا در جهنم است؟
[١]« ج»: تا بپرسد او كيست و پسر چه كسى است؟!