أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤١٣ - نسخهبردارى سليم از نامه سرى معاويه
آنها تابع او شدهاند و آنها را مورد عمل قرار دادهاند[١]، اين هم مثل يكى از آنها مىشد[٢].
از جمله آنها[٣]، تغيير اوست مقام ابراهيم را از جايى كه پيامبر قرار داده بود، و صاع و مدّ پيامبر كه آن را تغيير داد و مقدار آن را زياد كرد، و جنب را از تيمّم نهى نمود، و چيزهاى بسيارى كه عمر سنّت گذاشت كه بيش از هزار باب است. اعظم آنها و محبوبترين آنها نزد ما و آنكه بيشتر چشم ما را روشن نمود زايل كردن خلافت از بنى هاشم بود، در حالى كه ايشان اهل و معدن آن بودند و جز براى آنان صلاحيّت نداشت و زمين جز بوسيله ايشان اصلاح نمىشد.
ارتباط معاويه با زياد
هر گاه اين نامه مرا خواندى آنچه در آن است پنهان كن و آن را پاره نما.
سليم مىگويد: نويسنده زياد گفت: وقتى زياد نامه را خواند آن را بر زمين زد و رو به من كرد و گفت: «واى بر من از آنچه خارج شدم و به آنچه داخل شدم. بخدا قسم از شيعيان آل محمّد و حزب آنان بودم. از آن گروه خارج شدم و در شيعيان شيطان و حزب او و از شيعيان كسى كه مثل اين نامه را به من مىنويسد شدم. بخدا قسم مثل من مثل ابليس است كه از روى تكبر و كفر و حسد نخواست بر آدم سجده كند.
نسخهبردارى سليم از نامه سرّى معاويه
سليم مىگويد: شب نشده بود كه نامه او را نسخه بردارى كردم. وقتى شب شد زياد نامه را خواست و آن را پاره كرد و گفت: «هرگز نبايد احدى از مردم بر آنچه در اين نوشته است اطلاع پيدا كند»، ولى نمىدانست كه من از روى آن نوشتهام!!
روايت از كتاب سليم:
١. بحار: ج ٣٣ ص ٢٦١ ح ٥٣٤.
[١]« ج»: بر خلاف سنّت محمّد سنّت قرار داده و مردم بر آنها بيعت كردهاند و به او اقتدا نموده است.
[٢] يعنى قتل عجمها هم مثل ساير بدعتهاى عمر مورد عمل قرار مىگرفت.
[٣] توضيح در باره اين بدعتها در احاديث ١١ و ١٤ و ١٨ داده شد.