أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٧٠ - تأييد اينكه مانع از كتف عمر بود
سليم مىگويد: سپس ابن عباس رو به من كرد و گفت: اى سليم، اگر نبود آنچه آن مرد گفت حضرت براى ما نوشتهاى مىنوشت كه احدى گمراه نشود و اختلاف نكند[١].
تأييد اينكه مانع از كتف عمر بود
مردى از جمعيّت گفت: آن مرد كه بود؟ ابن عباس گفت: راهى به اين مطلب نيست[٢]! سليم مىگويد: بعد از آنكه مردم برخاستند در خلوت از ابن عباس پرسيدم، پاسخ داد: او عمر بود. گفتم: راست مىگوئى، من از على عليه السّلام و سلمان و ابو ذر و مقداد هم شنيدم كه مىگفتند: «او عمر بود».
ابن عباس گفت: اى سليم اين مطلب را كتمان كن[٣] مگر براى كسانى از برادران دينىات كه به آنان اعتماد دارى، چرا كه قلبهاى اين امت از محبّت اين دو مرد سيراب شده همان طور كه قلوب بنى اسرائيل از محبت گوساله و سامرى سيراب شده بود.
روايت از كتاب سليم:
١. بحار: ج ٢٢ ص ٤٩٧ ح ٤٤.
[١] در« ج» اين جمله را بنقل از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله چنين آورده است:« اگر آن مرد نبود نوشتهاى مىنوشتم كه احدى گمراه نشود و حتى دو نفر اختلاف نكنند.
[٢]« ج»: راهى به بيان اين مطلب ندارم.
[٣]« ج»: .... كه مىگفتند: او دومى بود. ابن عباس گفت: راست گفتهاند، من هم شاهد هستم، كتمان كن ....