أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٢٨ - نامه ابو المختار به عمر در باره تضييع بيت المال
يعنى[١]:
بدانيد كه پيامى را به امير المؤمنين (عمر) ابلاغ مىكنم:
«تو امين خدا در مال و در كارها هستى، و تو امين خدا در ميان مائى، و هر كس امين خداى مردم باشد سينهام در مقابل او تسليم است.
اهل روستاها و قصبات را نگذار كه مال خدا را با مصرف در خورشهاى سرخ رنگ[٢] مورد خيانت قرار دهند.
سراغ نعمان و ابن معقل و حزم و بشر بفرست. و نيز سراغ حجاج بفرست و حساب او را بدان. او همان كسى است كه در بازار غلام طايفه بنى بدر بود. دو نفر تابعين را فراموش مكن و داماد طايفه بنى غزوان هم در بين آنها صاحب ثروت است. عاصم نيز در ميان آنان زنبيلش خالى نيست و همچنين ابن غلّاب كه از تيراندازان طايفه بنى نصر است.
آن مال از دست ابن محرز[٣] گرفته شد در حالى كه او در روستاها اموال زيادى داشت.
سراغ اينان بفرست كه سخن راست را برايت بگويند و خبرهاى اين مال را به كسانى كه صاحب فكر هستند خبر دهند. اى خاندانم فدايت! آن اموال را با آنان قسمت كن كه اگر تقسيم كنى به نصف آن راضى مىشوند. ولى مرا براى شهادت فرا مخوان كه من پنهان شده عجائب روزگار را تماشا خواهم كرد.
در اموال آنان اسبها را چون ديوار، و كلاه خودها را مانند تصاوير سرخ گونه و نيزههاى خطّى به تعداد مورچهها و قطرههاى باران، و لباسهاى نرم پيچيده در صندوقها و لباسهاى خط دار زردرنگ بسيار كه پيچيده شده مىبينم.
هنگامى كه تاجر عطر فروش نافهاى از مشك بياورد در جادههاى آنان به راه مىافتد. وقتى نوبت به آنان مىرسد به ما هم مىرسد و وقتى آنان جنگ مىكنند ما هم جنگ مىكنيم، در حالى كه آنان اموالى دارند ولى ما اموال زيادى نداريم.
[١] بايد توجه داشت كه اين اشعار را يكى از دوستان عمر به عنوان دلسوزى براى او نوشته و لذا القابى كه در اينجا براى عمر آمده از زبان او عينا ترجمه مىشود. نكته ديگر اينكه قطعههايى از اين اشعار اشاره به جريان خاصى است كه در ذهن گوينده و مخاطب معلوم بوده و منظور از آن براى ما روشن نيست.
[٢]« ب»: در خورشها و شراب.
[٣] ابن محرز، در كتاب فتوح بلاذرى بنام« ابن محرش» آمده است.