أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٨٩ - على عليه السلام در مباهله
مسجد باز كند، ولى حضرت اجازه نداد[١] و فرمود: «خداوند به حضرت موسى عليه السّلام دستور داد تا مسجد پاكيزهاى بنا كند كه جز او و هارون و دو پسرش در آن سكونت نكنند، به من هم دستور داده مسجد پاكيزهاى بنا كنم كه جز من و برادرم و دو پسرش در آن سكونت نكنند»؟
گفتند: آرى بخدا قسم.
اعلام ولايت در غدير خم
فرمود: آيا اقرار مىكنيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم مرا فرا خواند و ولايت مرا اعلام كرد و فرمود: حاضران به غائبان برسانند.
گفتند: آرى بخدا قسم.
على عليه السّلام ولىّ هر مؤمن
فرمود: آيا اقرار مىكنيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در جنگ تبوك فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى، و تو صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من هستى»؟
گفتند: آرى بخدا قسم.
على عليه السّلام در مباهله
فرمود: آيا اقرار مىكنيد كه وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اهل نجران را براى مباهله دعوت كرد،
[١] در بحار: ج ٣٩ ص ٢٣ روايت كرده كه وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دستور مسدود كردن درهاى رو به مسجد را صادر فرمود عمر بن خطاب آمد و گفت: يا رسول اللَّه، من دوست دارم آنگاه كه شما براى نماز مىرويد به شما نگاه كنم. به من اجازه دهيد پنجرهاى داشته باشم تا از آن به شما نگاه كنم. فرمود: خدا اجازه نداده است.
گفت: پس به اندازهاى كه صورتم را در آن قرار دهم؟ فرمود: خدا اجازه نداده است. گفت: به اندازهاى كه دو چشمم را در آن قرار دهم؟ فرمود: خدا اجازه نداده است. و اگر بگوئى بقدر يك سر سوزن، باز هم به تو اجازه نخواهم داد. قسم به آنكه جانم بدست اوست من نه شما را خارج كردهام و نه او را داخل نمودهام. بلكه خداوند او را داخل نموده و شما را خارج كرده است.