أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٦٥ - تهديد پنجم به قتل براى بيعت اجبارى
عمر دستور داد آن دو را از مسجد خارج كنند و گفت: «ما را با زنان چه كار است»!
تهديد سوم به قتل براى بيعت اجبارى
بعد عمر گفت: اى على، برخيز و بيعت كن. حضرت فرمود: اگر نكنم؟ گفت: بخدا قسم در اين صورت گردنت را مىزنيم[١]! حضرت فرمود: بخدا قسم دروغ گفتى اى پسر صُهاك، تو قدرت بر اين كار ندارى، تو پستتر و ضعيفتر از اين هستى.
تهديد چهارم به قتل براى بيعت اجبارى
خالد بن وليد از جا برخاست و شمشيرش را بيرون كشيد و گفت: «بخدا قسم اگر بيعت نكنى تو را مىكشم»! امير المؤمنين عليه السّلام به طرف او برخاست و جلو لباسش را گرفت و او را به عقب پرتاب كرد[٢] بطورى كه او را بر قفا به زمين انداخت و شمشير از دستش افتاد!
تهديد پنجم به قتل براى بيعت اجبارى
عمر گفت: اى على بن ابى طالب، برخيز و بيعت كن. حضرت فرمود: اگر نكنم؟
گفت: بخدا قسم در اين صورت تو را مىكشيم.
امير المؤمنين عليه السّلام سه مرتبه با اين سخن حجت را بر آنان تمام كرد و سپس بدون آنكه كف دستش را باز كند دستش را دراز كرد.
ابو بكر هم بر دست او زد و به همين مقدار از او قانع شد.
سپس حضرت به طرف منزلش حركت كرد، و مردم در پى حضرت به راه افتادند.
[١]« الف»: گردنت زده مىشود.
[٢]« د»: سپس او را بلند كرد.