أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٣٩ - قضاوت باطل در مورد نصر و جعده و ابن وبره
حكمى نكرده بود. هيچ كس هم ادّعا نكرد كه ارث جدّ را مىداند. بلكه در اين باره تابع آن دو نفر شدند و سخن آنان را تصديق كردند!
آزاد كردن كنيزان صاحب فرزند
همچنين از بدعتهاى عمر حكم به آزادى كنيزانى است كه صاحب فرزند مىشوند[١]، كه مردم در اين مورد هم سخن او را مورد عمل قرار دادند و امر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را كنار گذاشتند.
قضاوت باطل در مورد نصر و جعده و ابن وبره
همچنين آن حكمى كه در باره نصر بن حجاج[٢] و جعدة از طايفه بنى سليم[٣] و ابن وبرة[٤] به اجرا در آورد.
[١] اشاره به بدعت عمر است كه گفت: هر كنيز حامله وقتى وضع حمل كند آزاد مىشود.
[٢] اشاره به تبعيد بدون جهت نصر بن حجاج است. در بحار: ج ٨ قديم ص ٢٨٦ روايت كرده كه روزى عمر در كوچههاى مدينه گردش مىكرد. صداى زنى را شنيد كه در خانهاش شعر عاشقانهاى مىخواند و در آن نصر بن حجاج را معشوقه خود مىخواند. دستور داد نصر را حاضر كنند. وقتى او را آوردند ديد از نظر سيما و چشمان و موهايش زيباترين مردم است. ابتدا دستور داد موى سر او را تراشيدند و در نتيجه صورت زيباى او بهتر ديده شد. دستور داد تا عمامه بر سر بگذارد و در نتيجه چشمانش زيباتر ديده شدند. عمر گفت: در شهرى كه من هستم نبايد ساكن باشى! گفت: براى چه؟ عمر گفت: حرف همين است كه گفتم! و دستور داد او را به بصره تبعيد كردند! عمر نظير اين حكم را در باره پسر عموى نصر بن حجاج نيز صادر كرد. به طبقات ابن سعد: ج ٣ ص ٣٨٥ مراجعه شود. لازم به تذكر است كه جنبه بدعت در اين حكم عمر آن است كه مجرد زيبا بودن يك شخص كه يك مسأله خدادادى است اين حق را به كسى نمىدهد كه بدون جرم سر او را بتراشد و سپس او را تبعيد نمايد.
[٣] اشاره به شلاق زدن بىجهت به جعده است. در طبقات ابن سعد: ج ٣ ص ٢٨٥ روايت كرده كه نامهاى بدست عمر رسيد كه در آن اشعارى بود و خلاصهاش اين بود كه شخصى از جعده شكايت كرده بود كه در خانه زنانى كه شوهرشان در سفر است و غايبند مىرود و گوئى مىخواهد با آنان رابطه برقرار كند.
عمر جعده را فرا خواند و دستور داد پاهايش را ببندند و صد ضربه شلاق به او بزنند و به او دستور داد بر زنانى كه شوهرشان غائب است وارد نشود. جنبه بدعت در اين حكم هم اين است كه اولا بدون ثبوت صدق شكايتكننده در باره او حكم كرده، و ثانيا احتمال ارتباط با زنان بوده و هنوز ثابت نشده بود، و ثالثا صد ضربه شلاق حد براى زناى ثابت شده است و در اينجا بر فرض ثبوت شكايت، مجرد ارتباط ثابت مىشود كه بايد كمتر از حدّ شرعى و بعنوان تعزير مجازات شود.
[٤] قضيه ابن وبره در مدارك موجود يافت نشد.