أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٢٨ - على عليه السلام، از خانه تا مسجد
خانهاش به او هجوم بياور، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بكشيد»! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. على عليه السّلام سراغ شمشيرش رفت، ولى آنان زودتر به طرف شمشير آن حضرت رفتند، و با عدّه زيادشان بر سر او ريختند.
عدّهاى شمشيرها را بدست گرفتند و بر آن حضرت حملهور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابى انداختند[١]!!
مجروح شدن حضرت زهرا عليها السّلام بدست قنفذ
حضرت زهرا عليها السّلام جلو در خانه، بين مردم و امير المؤمنين عليه السّلام مانع شد. قنفذ ملعون با تازيانه به آن حضرت زد، بطورى كه وقتى حضرت از دنيا مىرفت در بازويش از زدن او اثرى مثل دستبند بر جاى مانده بود[٢]. خداوند قنفذ را و كسى كه او را فرستاد لعنت كند.
٤ بيعت اجبارى امير المؤمنين عليه السّلام
على عليه السّلام، از خانه تا مسجد
سپس على عليه السّلام را بردند و به شدت او را مىكشيدند، تا آنكه نزد ابو بكر رسانيدند. و اين در حالى بود كه عمر بالاى سر ابو بكر با شمشير ايستاده بود، و خالد بن وليد و
[١] در كتاب احتجاج چنين است: بر گردن او طناب سياهى انداختند!! و در« د» دستور حمله به خانه از قول عمر پس از به آتش كشيدن درب خانه ذكر شده است كه به قنفذ گفت: بر او حمله كن و او را بيرون بياور.
[٢]« د»: حضرت زهرا عليها السّلام آمد تا بين مردم و امير المؤمنين عليه السّلام مانع شود. قنفذ با تازيانهاش به او زد و بين در مورد فشار قرار گرفت و فرياد زد:« يا ابتاه، يا رسول اللَّه». و جنين كشته شده را سقط كرد، و تازيانه قنفذ در بازوى او مثل دستبند اثر كرد. در كتاب احتجاج عبارت چنين است: با تازيانه بر بازويش زد و اثر آن- بخاطر زدن قنفذ- در بازوى آن حضرت مثل دستبند باقى ماند. ابو بكر سراغ قنفذ فرستاد كه« فاطمه را بزن»! قنفذ او را به طرف چهارچوب درب خانه كشانيد و سپس درب را فشار داد و استخوانى از پهلويش شكست و جنينى سقط كرد. در نتيجه دائما در بستر بود تا در اثر همان شهيد شد.