أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٥٤ - ٢ ابتداى برنامه معاويه در لعن و برائت از امير المؤمنين عليه السلام
بعد از آن قيس آيهاى از آنچه در باره امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده بود ترك نكرد مگر آنكه يادآور شد.
امير المؤمنين عليه السّلام صديق و فاروق و صاحب علم كتاب
معاويه گفت: «صدّيق» امّت ابو بكر و «فاروق» آن عمر است، و آنكه علم كتاب نزد اوست عبد اللَّه بن سلام است! قيس گفت: سزاوارتر به اين اسمها و صاحب حقيقى آن كسى است كه خداوند در باره او چنين نازل كرده است: أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ[١]، «آيا كسى كه دليلى از طرف پروردگارش دارد و شاهدى پشت سر آن مىآيد ..»، و كسى است كه خداوند جلّ اسمه در باره او مىگويد: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ[٢]، «تو ترساننده هستى و هر قومى هدايتكنندهاى دارد»، بخدا قسم اين طور نازل شد كه «على هدايتكننده هر قومى است» و شما اين را حذف كرديد، و آن كسى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله او را در غدير خم نصب كرد و فرمود: «هر كس كه من نسبت به او از خودش بيشتر اختيار دارم على هم نسبت به او از خودش بيشتر اختيار دارد»، و پيامبر به او در جنگ تبوك فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست».
٢ ابتداى برنامه معاويه در لعن و برائت از امير المؤمنين عليه السّلام
معاويه آن روز در مدينه بود، منادى او نداد داد[٣] و نوشتهاى هم به همه شهرها براى كارمندانش نوشت كه: «امانم را برداشتم از كسى كه حديثى در مناقب على بن ابى طالب يا
[١] سوره هود: آيه ١٧.
[٢] سوره رعد: آيه ٧.
[٣]« ج»: وقتى معاويه اين مطلب را از قيس شنيد كينهاش به جوش آمد و دستور داد مناديش در مدينه ندا كند و ....