أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٥٢ - اتمام حجت با سلام بعنوان«امير المؤمنين»
اعتراض و استهزاى عمر در بيمارى على عليه السّلام
عمر بود كه همراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و عدّهاى از اصحابش براى عيادت من آمدند. رفيقش ابو بكر با چشم به او اشاره كرد و برخاست و گفت: يا رسول اللَّه، تو در باره على چيزهايى به ما سپرده بودى ولى مىبينم كه به اين مرض گرفتار شده است! اگر از دنيا رفت به چه كسى رجوع كنيم؟! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «بنشين»، و اين را سه مرتبه تكرار كرد. بعد رو به آن دو كرد و فرمود: «باز هم چنين كنيد! بخدا قسم او در اين بيماريش از دنيا نمىرود و بخدا قسم نمىميرد تا او را از غيظ و غضب پر كنيد و پيمانشكنى و ظلم بسيار بر او روا داريد، و او را صابر و مقاوم بيابيد. او نمىميرد تا از شما شرّها و بديهايى ببيند. او با شهادت و قتل از دنيا مىرود».
٣ سوابق سوء ابو بكر و عمر و عثمان در مسأله خلافت
اتمام حجت با سلام بعنوان «امير المؤمنين»
از همه اينها مهمّتر اينكه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هشتاد نفر كه چهل نفر از عرب و چهل نفر از عجم بودند جمع كرد و اين دو نفر هم در بين آنان بودند و آن عدّه بعنوان «امير المؤمنين» بر من سلام كردند. سپس فرمود: «من شما را شاهد مىگيرم كه علىّ برادر من و وزيرم و وارث من و خليفهام در امّتم و وصىّ من در خاندانم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من است. به او گوش فرا دهيد و او را اطاعت كنيد». در ميان آن عدّه، ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابو عبيدة و سالم و معاذ بن جبل و عدهاى از انصار بودند. سپس فرمود: «من خدا را بر شما شاهد مىگيرم».