أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٣٥ - خاتمه مجلس معاويه
سه گروه مردم در مقابل اهل بيت عليهم السّلام
مردم سه دستهاند: مؤمنى كه حقّ ما را مىشناسد و در مقابل ما تسليم مىشود و به ما اقتدا مىكند. چنين كسى نجات يافته و نجيب است و ولىّ خداست.
و كسى كه دشمنى ما را عقيده خود قرار داده و از ما بيزارى مىجويد و ما را لعنت مىكند و خون ما را حلال مىداند و حقّ ما را انكار مىكند و به برائت از ما اعتقاد دارد.
چنين كسى كافر به خداوند و مشرك و ملعون است[١].
و كسى كه آنچه در آن اختلافى ندارند را گرفته و علم آنچه از ولايت ما كه بر او مشكل شده به خداوند سپرده و با ما دشمنى نمىكند. ما نسبت به چنين كسى اميدواريم، و كار او با خدا است[٢].
خاتمه مجلس معاويه
وقتى معاويه اين مطالب را شنيد دستور داد تا براى امام حسن و امام حسين عليهما السّلام يك مليون درهم، يعنى براى هر كدام پانصد هزار درهم تقديم كنند[٣].
[١] در كتاب احتجاج در اينجا اضافه كرده است: چنين كسى كافر و مشرك شده از جايى كه خودش خبر ندارد. همان طور كه به خداوند بدون علم و ظالمانه ناسزا مىگويند، همچنين به خداوند بدون علم شرك مىورزند.
[٢] در كتاب احتجاج عبارت چنين است: ... و علم آنچه بر او مشكل شده را به خدا واگذار كرده، به ما اقتدا نكرده و با ما دشمنى نمىكند و حق ما را نمىشناسد. ما براى او اميدواريم كه خداوند او را بيامرزد و او را وارد بهشت كند چرا كه او مسلمان ضعيفى است.
[٣] عبارت در كتاب احتجاج چنين است: وقتى معاويه سخنانشان را شنيد دستور داد تا به هر كدام از آنها صد هزار درهم بدهند، بجز امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن جعفر كه براى هر كدام يك مليون درهم دستور داد.