أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٨٣ - نمونههايى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان
بپوشاند كه خردسالان در آن بزرگ مىشوند و بزرگسالان رشد مىكنند[١]. مردم طبق آن عادت مىكنند و آن را سنّت حساب مىنمايند، بطورى كه هر گاه چيزى از آن بدعتها تغيير يابد گفته مىشود: «مردم كار منكرى بجا آوردهاند»[٢].
سپس بلا شدّت مىيابد و فرزندان اسير مىشوند و فتنهها آنان را خرد مىكند همان طور كه آتش هيزم را خرد مىنمايد و همان گونه كه آسياب با سنگ خود خرد مىكند. (در آن فتنهها) براى غير دين سراغ فقه و فهم مىروند[٣] و با عمل آخرت دنيا را طلب مىكنند[٤].
٢ كلام امير المؤمنين عليه السّلام در باره بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان
مشكل مبارزه با بدعتها
سپس حضرت رو به عدهاى از اهل بيت و شيعيانش كرد و فرمود: بخدا قسم، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سرزده كه در آنها عمدا با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مخالفت كردهاند.
اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعيت كنونى به صورتى كه در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اجرا مىشد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مىشوند، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّه كمى از شيعيانم كه فضيلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت پيامبرش- نه از راه ديگرى- معتقدند كسى باقى نمىماند!!
نمونههايى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان
چگونه مىبينيد اگر در باره مقام ابراهيم عليه السّلام دستور دهم و آن را به مكانى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
[١]« ب» و« د»: پير مىشوند.
[٢]« ب»: گفته مىشود:« سنّت تغيير داده شد»!
[٣]« ب»: بر سر غير حق اتفاق مىكنند. در روضه كافى: براى غير خدا.
[٤]« ب» و« د»: و با دين دنيا را طلب مىكنند.