أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٦١ - اوج فتنه و بلا پس از شهادت امام حسن عليه السلام
آن دسته از مردم كه بيش از همه به اين بلا و فتنه مبتلا شدند قاريان رياكار و ظاهرساز بودند[١]. آنان در مقابل مردم حزن و خشوع و عبادت نشان مىدادند و بعد دروغ مىگفتند و حديث جعل مىكردند تا نزد واليانشان نصيبى داشته باشند و در مجالس آنان راه يابند و به اموال و زمينها و خانهها برسند.
طورى شد كه آن احاديث و روايات جعليشان بدست كسانى افتاد كه گمان مىكردند اينها مطالب حق و راست است. لذا آنها را روايت مىكردند و مىپذيرفتند و ياد مىگرفتند و به ديگران مىآموختند و طبق آنها حب و بغض داشتند.
فتنه تا آنجا رسيد كه مجالسشان بر اين مطالب اتفاق داشت[٢] و اينها در دست مردم متديّنى افتاد كه دروغ را جايز نمىدانستند و اهل دروغ را مبغوض مىداشتند. آنان اين احاديث جعلى را بعنوان اينكه مطالب حقى است مىپذيرفتند، در حالى كه اگر مىدانستند باطل است آنها را نقل نمىكردند و در دين خود قبول نمىكردند و بر مخالفينشان عيب نمىگرفتند[٣].
در آن زمان حق باطل شده بود و باطل حق! راست دروغ شده بود و دروغ راست! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم فرموده است: فتنهاى شما را در بر مىگيرد كه در آن بچهها بزرگ مىشوند و بزرگها رشد مىيابند. مردم طبق آن عمل مىكنند و آن را سنّت بحساب مىآورند، بطورى كه هر گاه چيزى از آن تغيير يابد مىگويند: «مردم كار منكرى را مرتكب شدهاند، سنّت تغيير داده شد»!!
اوج فتنه و بلا پس از شهادت امام حسن عليه السّلام
وقتى امام حسن عليه السّلام از دنيا رفت روز بروز فتنه و بلا بالا گرفت و شديدتر شد.
[١] قاريان رياكار متعصّب بودند كه دروغ اظهار مىكردند و حديث مىساختند.
[٢] در كتاب احتجاج چنين است: عموم مردم اين مطالب را پذيرفتند.
[٣] در كتاب احتجاج چنين است: اين احاديث جعلى بدست متديّنينى افتاد كه جعل چنين مطالبى را دوست نداشتند. آنان با اين عقيده كه حق است آنها را پذيرفتند در حالى كه اگر مىدانستند باطل است و يقين مىكردند كه جعلى است از روايت آن احتراز مىكردند.