أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤١٨ - لعن و برائت امير المؤمنين عليه السلام از ابو بكر و عمر و عثمان
مهاجرين و انصار هم با تو بيعت كردند پس از آنكه سه روز در باره تو مشورت نمودند. سپس نزد تو آمدند و به خواست خود و بدون اجبار با تو بيعت كردند. و اوّل كسانى كه با تو بيعت كردند طلحه و زبير بودند، ولى بعد بيعت خود را شكستند و به تو ظلم كردند و آنچه حقّشان نبود طلب كردند.
خونخواهى معاويه براى عثمان
من پسر عموى عثمان و طالب خون او هستم. به من خبر رسيده است كه تو در باره قتل عثمان عذر مىآورى و از خون او اظهار برائت مىنمائى و معتقدى كه وقتى او كشته شد تو در خانهات عزلت گزيده بودى، و وقتى او كشته شد تو «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» گفتهاى و نيز گفتهاى: «خدايا من راضى نبودم و كمك هم نكردم».
در روز جنگ جمل وقتى اطرافيان شتر عايشه به هيجان در آمده و فرياد زدهاند: «يا لثارات عثمان» تو گفتهاى: «امروز قاتلين عثمان به صورت در آتش در آيند. آيا ما او را كشتيم؟ او را آن دو (طلحه و زبير) و آن زن كه همراهشان است كشتند و فرمان قتل او را دادند در حالى كه من در خانهام نشسته بودم»! من پسر عموى عثمان و ولىّ او و طالب خون او هستم. اگر مسأله چنين است كه تو مىگويى، قاتلين عثمان را در اختيار ما بگذار و آنان را به ما تحويل ده تا در مقابل پسر عمويمان آنان را به قتل برسانيم، و با تو بيعت كنيم و خلافت را به تو تسليم نمائيم! اين مطلب اوّل.
لعن و برائت امير المؤمنين عليه السّلام از ابو بكر و عمر و عثمان
مطلب دوم اينكه جاسوسانم به من خبر دادهاند و نامههايى به دستم رسيده از طرف دوستان عثمان كه همراه تو مىجنگند و تو گمان مىكنى با تو هم عقيدهاند و به خلافت تو راضىاند در حالى كه خواستهشان با ما و قلبشان نزد ما است و فقط بدنشان همراه توست. و خبر اين است كه تو ولايت ابو بكر و عمر را اظهار مىنمائى و بر آن دو رحمت