أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٠٩ - قرآن عثمان
قرآن عمر
طلحه سخنانش را چنين ادامه داد: عمر را ديدم كه وقتى به خلافت رسيد سراغ تو فرستاد كه آن قرآن را نزد من بفرست، و تو از فرستادن آن ابا كردى.
عمر هم مردم را فرا خواند، اگر دو نفر بر آيهاى از قرآن شهادت مىدادند آن را مىنوشت، و آنچه فقط يك نفر به آن شهادت مىداد كنار مىگذاشت و آن را نمىنوشت.
عمر مىگفت- و من هم مىشنيدم- «در روز جنگ يمامه مردانى كشته شدند كه قرآنى مىخواندند كه غير آنان نمىخواندند، و آن مقدار از بين رفت».
و نيز گوسفندى سراغ صفحهاى از آن آمد- در حالى كه نويسندگان عمر مشغول نوشتن بودند- و آن صفحه را خورد و آنچه در آن بود از بين رفت[١]، و در آن روز نويسنده عثمان بود. در اين باره چه مىگوئيد؟
از عمر و اصحابش- كه نوشتههاى خود از قرآن را جمع آورى كردند- شنيدم كه در زمان عثمان[٢] مىگفتند: «سوره احزاب معادل سوره بقره، سوره نور صد و شصت آيه، و سوره حجرات نود آيه[٣] بوده است».
اين چه كارى است، و چه مانعى دارى- خدا ترا رحمت كند- كه آنچه جمع آورى كردهاى براى مردم ظاهر كنى؟
قرآن عثمان
طلحه گفت: خودم در كار عثمان حاضر بودم كه آنچه عمر جمع كرده بود گرفت و نويسندگان را براى آن جمع كرد[٤] و مردم را بر يك قرائت وادار نمود و قرآن ابىّ بن
[١] در كتاب« ايضاح» تأليف فضل بن شاذان: ص ١١٢ مطالبى در اين باره آمده است. پيداست كه اين مطالب را طلحه مىگويد و بايد منتظر جواب امير المؤمنين عليه السّلام در عبارتهاى بعدى باشيم.
[٢]« الف»: در زمان عمر و عثمان.
[٣]« الف» و« ب» و« د»: شصت آيه، و در« الف» خ ل اضافه شده: سوره حجر صد و نود آيه بود.
[٤]« ب» و« د»: عثمان را بياد دارم كه آنچه عمر جمع كرده بود آتش زد.« ج»: عثمان سراغ آنچه عمر جمع كرده بود رفت و قرآن را جمع كرد.