أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٦٠ - زدن حضرت زهرا عليها السلام
هجوم و آتش زدن در خانه امير المؤمنين عليه السّلام
قنفذ رفت و به ابو بكر خبر داد. عمر غضبناك از جا جست و خالد بن وليد و قنفذ را صدا زد و به آنان دستور داد تا هيزم و آتش با خود بياورند.
سپس براه افتاد تا به در خانه على عليه السّلام رسيد در حالى كه حضرت فاطمه عليها السّلام پشت در نشسته بود و سر مبارك را بسته و در رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جسمش نحيف شده بود.
عمر پيش آمد و در را زد، و بعد صدا زد: «اى پسر ابى طالب، در را باز كن»! حضرت زهرا عليها السّلام فرمود: «اى عمر، ما را با تو چه كار است؟ ما را به حال خودمان رها نمىكنى»[١].
عمر گفت: «در را باز كن و گر نه خانه را بر سر شما آتش مىزنيم»! فرمود: «اى عمر، از خداى عز و جل نمىترسى، كه داخل خانهام مىشوى و بر منزل من هجوم مىآورى»[٢]؟
ولى عمر تصميم بر بازگشت نگرفت، و آتش طلب كرد[٣] و آن را كنار در شعلهور ساخت بطورى كه در آتش گرفت. سپس در را فشار داد (و در باز شد).
زدن حضرت زهرا عليها السّلام
حضرت زهرا عليها السّلام روبروى عمر در آمد و ناله زد: «يا ابتاه! يا رسول اللَّه»! عمر شمشير را- همچنان كه در غلافش بود- بلند كرد و بر پهلوى[٤] حضرت زد[٥]. فاطمه عليها السّلام فرياد زد.
عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى آن حضرت زد. فاطمه عليها السّلام ناله زد: «يا ابتاه»!
[١]« ب» و« د»: آيا ما را به حال خودمان رها نمىكنى؟
[٢]« ب» و« د»: و خانهام را آتش مىزنى.
[٣]« الف» خ ل: و اين بار با آتش آمد.
[٤]« ب»: به دو پهلوى حضرت زد.
[٥] كلمه« وجأ» كه در عبارت عربى بكار رفته بمعناى ضربتى است كه ضارب بىپروا مىزند تا به هر جايى پيش آمد اصابت كند و ملاحظه طرف مقابل را نمىكند.