أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٥٦٣ - دفاع سلمان از امير المؤمنين عليه السلام
دفاع بريده اسلمى از امير المؤمنين عليه السّلام
بريده برخاست و گفت: اى عمر، آيا شما آن دو نفر نيستيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به شما گفت:
«نزد على برويد و بعنوان امير المؤمنين بر او سلام كنيد»، و شما دو نفر گفتيد: آيا اين از دستور خدا و دستور پيامبرش است؟ و آن حضرت فرمود: آرى.
ابو بكر گفت: اى بريده، اين جريان درست است، ولى تو غايب شدى و ما حاضر بوديم، و بعد از هر مسألهاى مسأله ديگرى پيش مىآيد! عمر گفت: اى بريده، تو را به اين موضوع چه كار است؟ و چرا در اين مسأله دخالت مىكنى؟! بريده گفت: «بخدا قسم در شهرى كه شما در آن حكمران باشيد سكونت نخواهم كرد».
عمر دستور داد او را زدند و بيرون كردند!
دفاع سلمان از امير المؤمنين عليه السّلام
سپس سلمان برخاست و گفت: «اى ابو بكر، از خدا بترس و از اين جايى كه نشستهاى برخيز، و آن را براى اهلش واگذار كه تا روز قيامت به گوارائى از آن استفاده كنند، و دو شمشير بر سر اين امت اختلاف نكنند».
ابو بكر به او پاسخى نداد. سلمان دو باره همان سخن را تكرار كرد. عمر او را كنار زد و گفت: تو را با اين مسأله چكار است؟ و چرا در مسألهاى كه در اينجا جريان دارد خود را داخل مىكنى؟
سلمان گفت: اى عمر آرام بگير! اى ابو بكر، از اين جايى كه نشستهاى برخيز و آن را براى اهلش واگذار تا بخدا قسم به خوشى تا روز قيامت از آن استفاده كنند. و اگر قبول نكنيد از همين طريق خون خواهيد دوشيد و آزادشدگان و طردشدگان و منافقين در خلافت طمع خواهند كرد. بخدا قسم، اگر من مىدانستم كه مىتوانم ظلمى را دفع كنم يا دين را براى خداوند عزّت دهم شمشيرم را بر دوش مىگذاردم و با شجاعت با آن