أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٨٦ - خمس و ذوى القربى
______________________________
من
چه كشيدهام از اين امّت، از تفرقه و اطاعت ايشان از رهبران گمراهى و دعوتكنندگان
به آتش! اگر از سهم ذوى القربى عطا مىكردم كه خداوند مىفرمايد: إِنْ
كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ، بخدا قسم ما هستيم كه خداوند از ذى القربى
قصد كرده و ما را همراه نام خود و پيامبرش آورده و فرموده: فَلِلَّهِ وَ
لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ
السَّبِيلِ- كه اين آيه فقط در باره ما است- كَيْ لا يَكُونَ
دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما
نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ- يعنى در مورد ظلم به
آل محمد عليهم السّلام- إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ، يعنى نسبت به كسانى
كه به آنان ظلم كنند عذاب خداوند شديد است، و اين بخاطر رحمت خداوند نسبت به ما
است و بىنيازىاى است كه خداوند ما را به آن مستغنى فرموده و پيامبرش هم سفارش
نموده است و در صدقه براى ما نصيبى قرار نداده است. خداوند پيامبرش را و ما اهل
بيت را بالاتر از آن دانسته است كه كثافات مردم را به ما بخوراند. مردم خدا و
پيامبرش را تكذيب كردند و كتاب خداوند را كه گوياى حق ما است انكار نمودند و نصيبى
كه خداوند براى ما واجب كرده بود از ما منع نمودند. اهل بيت هيچ پيامبرى از امتشان
مثل آنچه ما بعد از پيامبرمان ديديم نديدند. خداوند بر عليه آنان كه بر ما ظلم
كردند كمك مىكند و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم».
تا اينجا عبارات «روضه كافى» پايان يافت. اكنون در مورد بدعتهاى ذكر شده توضيحاتى ذكر مىگردد:
«مساحت را كنار بگذارم»، در بحار: ج ٨ قديم ص ٢٨٤ روايت كرده كه عمر ماليات سرزمين «سواد» را چنين قرار داد كه مساحت زمين آن را حساب كند، و بر هر جريبى از درختان خرما ده درهم و بر درختان انگور هشت درهم و بر هر جريب از درختان ديگر شش درهم، و بر گندم چهار درهم و بر جو دو درهم ماليات قرار دهند.
جنبه بدعت اين است كه حكم سرزمينهايى كه با جنگ از كفّار گرفته مىشود اين است كه خمس آن را به اهل خمس بدهند و بقيه آن براى همه مسلمين است.
«ازدواجها را يكسان قرار دهم» اشاره به بدعت عمر است كه گفت: عرب حق دارند با زنان عجم ازدواج كنند ولى مردان عجم حق ندارند با زنان عرب ازدواج كنند. به حديث ٢٣ همين كتاب مراجعه شود.