أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٦٥ - گرفتارى امير المؤمنين عليه السلام با مردم
حكمين را براى اين مردم پيش آوردند خبث نيّت داشتند».
مردى از انصار به او گفت[١]: اين چه پراكندگى است كه در باره تو به من رسيده است؟! هيچ كس از امّت همچون تو در نظم امور نبوده، پس اين اختلاف و پراكندگى چيست؟
فرمود: من همان رفيق توام كه مىشناسى، ولى من گرفتار خبيثتران خلق خدا شدهام[٢]. از آنان مسألهاى را مىخواهم ولى ابا مىكنند، و اگر طبق خواسته آنان تابع ايشان شوم از اطراف من پراكنده مىشوند.
روايت از كتاب سليم:
١. بحار: ج ٨ قديم ص ٢٢٧.
٢. بحار: ج ٣٣ ص ٣٢١ ح ٥٦٧.
روايت با سند به سليم:
١. كتاب المحتضر طبق نقل بحار: ج ٨ قديم ص ٢٢٨.
روايت از غير سليم:
١. نهج البلاغة: ص ٩١.
٢. كتاب صفين نصر بن مزاحم: ص ٥٢٠.
[١]« الف» خ ل: دوستى از انصار با آن حضرت ملاقات كرد و گفت.
[٢]« ب»: فرمود: من على بن ابى طالبم، من همان رفيق تو هستم كه مىشناسى، ولى من با مردمان خبيثى مورد امتحان قرار گرفتهام.