أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٦٥٠ - تفسير گفتار خورشيد با امير المؤمنين عليه السلام
تفسير گفتار خورشيد با امير المؤمنين عليه السّلام
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: از او چه شنيديد؟ گفتند: از خورشيد شنيديم كه مىگفت: «سلام بر تو اى اوّل»! فرمود: راست گفته است، او اوّل كسى است كه به من ايمان آورده است.
گفتند: از خورشيد شنيديم كه مىگفت: «اى آخر»! فرمود: راست گفته است، او آخرين كسى است كه با من تجديد ديدار مىكند. او مرا غسل و كفن مىكند و مرا داخل قبرم مىنمايد.
گفتند: از خورشيد شنيديم كه مىگفت: «اى ظاهر»! فرمود: راست گفته است، همه علم من براى او ظاهر شده است.
گفتند: از خورشيد شنيديم كه مىگفت: «اى باطن»! فرمود: راست گفته است. همه اسرارم در باطن اوست[١].
گفتند: از خورشيد شنيديم كه مىگفت: «اى كسى كه به هر چيزى عالم هستى»! فرمود:
راست گفته است. اوست عالم به حلال و حرام و واجبات و مستحبات و آنچه از اين قبيل است.
همه برخاستند و گفتند: «محمّد ما را در ظلمت انداخت»!! و بعد از درب مسجد بيرون رفتند.
روايت با سند به سليم:
١. عيون المعجزات: ص ٤.
روايت از غير سليم:
١. فضائل شاذان: ص ٦٩.
٢. ما نزل من القرآن، به نقل كنز الفوائد نجفى، به نقل بحار: ج ٤١ ص ١٨١. و مدينة المعاجز: ص ٣٣ و تفسير برهان: ج ٤ ص ٢٨٧.
٣. ارشاد القلوب ديلمى: ج ٢ ص ٦٤.
٤. الهداية الكبرى (نسخه خطى): ص ١٧.
٥. فرائد السمطين: باب ٣٨.
٦. مناقب خوارزمى: ص ٦٨.
٧. ينابيع المودة: ص ١٤٠.
[١] در كتاب بحار: باطن همه اسرارم نزد اوست.