أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٦٣٠ - برنامه امير المؤمنين عليه السلام برنامه هارون عليه السلام
تناقض غاصبين در ضابطه تعيين خليفه
سليم مىگويد: سپس امير المؤمنين عليه السّلام بيعت ابو بكر و عمر و عثمان را يادآور شد و فرمود: «بخدا قسم، اگر مسأله آن طور باشد كه آنان مىگويند ...، ولى نه بخدا قسم آن طور نيست كه آنان مىگويند»، و سپس حضرت سكوت فرمود. عمّار عرض كرد: مگر آنان چه مىگويند؟
فرمود: مىگويند: «پيامبر صلى اللَّه عليه و آله احدى را خليفه قرار نداد و مردم به حال خود واگذاشته شدهاند تا مشورت كنند». ولى به غير آنچه (به گمان ايشان) به آن امر شدهاند عمل نمودند[١].
مردم بدون مشورت و رضايت احدى با ابو بكر بيعت كردند، و سپس من و اصحابم را مجبور به بيعت كردند. سپس ابو بكر بدون مشورت با عمر بيعت كرد. سپس عمر خلافت را بين شش نفر شورى قرار داد و همه مهاجرين و انصار را- بجز اين شش نفر- از آن خارج كرد و گفت: «صهيب سه روز[٢] براى مردم امام جماعت باشد». بعد به مردم دستور داد: «اگر سه روز گذشت و اين شش نفر كار خلافت را تمام نكرده بودند گردنشان زده شود، و اگر چهار نفر متحد شدند و دو نفر مخالفت كردند آن دو نفر را بكشند»! سپس سه روز در باره من مشورت كردند و بيعتشان با مشورت عموم مردم بود، بعد هم آن كارى كه ديديد كردند[٣]!
برنامه امير المؤمنين عليه السّلام برنامه هارون عليه السّلام
سپس فرمود: موسى به هارون فرمود: ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ ... وَ لَمْ
[١] يعنى با همين سخنى كه به دروغ به آن حضرت نسبت مىدهند نيز مخالفت كردند.
[٢]« صهيب» غلام عمر بود، و منظور از سه روز اين بود كه اين شش نفر در طول سه روز مشورت، يكى را از بين خود انتخاب كنند.
[٣] از جمله« سپس سه روز در باره من ...» منظور حضرت آن است كه در بيعت عثمان چنان حكم ظالمانهاى برقرار بود، ولى پس از قتل عثمان با نظر عموم مردم مرا انتخاب كردند ولى باز هم ديديد كه طلحه و زبير و اتباعشان چه كردند.