أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٥٥ - در باره قتل عمر و عثمان
فضائل اهل بيتش نقل كند و چنين كسى عقوبت را بر خودش روا داشته است».
خطيبها در هر منطقه مكانى و بر سر همه منبرها لعن على بن ابى طالب و بيزارى از او و بدگوئى در باره او و اهل بيتش- با مطالبى كه در آنان نيست- و نيز لعنت ايشان را آغاز كردند[١]!
٣ احتجاجات ابن عباس بر معاويه
در باره قتل عمر و عثمان
معاويه از كنار حلقهاى از قريش مىگذشت. وقتى او را ديدند برايش بپا خاستند بجز عبد اللَّه بن عباس. معاويه گفت: اى پسر عباس، چيزى ترا مانع نشد از اينكه مانند اصحابت بپا خيزى مگر آنچه در نفس خود بر عليه من بخاطر جنگم با شما در صفّين مىيابى[٢]. اى پسر عباس[٣]، پسر عمويم امير المؤمنين عثمان مظلوم كشته شد!! ابن عباس گفت: پسر عمر بن خطاب هم مظلوم كشته شد، آيا خلافت را به پسر او- كه همين جا حاضر است- سپرديد؟
معاويه گفت: عمر را يك نفر مشرك كشت! ابن عباس گفت: پس عثمان را چه كسى كشت؟ گفت: مسلمانان او را كشتند! ابن عباس گفت: اين دليل ترا بهتر باطل مىكند و خون او را حلالتر مىنمايد. اگر مسلمانان او را كشته و خوار كردهاند پس جز حق نبوده است.
[١]« ج»: خطيبها در هر منبرى على عليه السّلام را لعن مىكردند و از او بيزارى مىجستند و در باره او و اهل بيتش بد مىگفتند و شروع به عيب سازى در باره آنان در هر موضع و مكانى نمودند.
[٢]« د»: چه چيز تو را مانع شد كه مانند اصحابت براى من بپا خيزى؟ از قيام امتناع نورزيدى مگر بخاطر آنچه از جنگم با شما در صفّين در خود مىيابى.
[٣] در كتاب احتجاج اين عبارت آمده است: پس اى ابن عباس اين مطلب را به دل مگير.