أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٠٨ - برنامه معاويه در اهانت عجم
همراه اين مرد (على عليه السّلام) با من مىجنگند.
طايفه ربيعة بن نزار را در نظر داشته باش و اشراف آنان را احترام كن و ساير مردمشان را اهانت نما، چرا كه عمومشان تابع اشراف و بزرگان ايشانند.
به طايفه «مضر» نگاه كن، و آنان را با يك ديگر درگير نما، چرا كه آنان غلظت و تكبّر و خودبينى و نخوت شديدى دارند. هر گاه چنين رفتارى با آنان داشته باشى و آنان را با يك ديگر درگير نمائى بعضى از آنان بعض ديگر را برايت كفايت مىكنند. از ايشان به گفته بدون عمل راضى مشو، و به ظنّ بدون يقين اكتفا مكن.
برنامه معاويه در اهانت عجم
عجمهايى كه در بين عرب آمدهاند و نيز عجمهاى تازه مسلمان را در نظر داشته باش و با ايشان به روش عمر بن خطاب رفتار كن كه خوارى و ذلّتشان در آن است. عرب با زنانشان ازدواج نمايد ولى زنان خود را به ازدواج آنان در نياورند. عرب از آنان ارث ببرند ولى آنان از عرب ارث نبرند، و در عطا و روزيهاى آنان كوتاهى كن[١].
در جنگها پيشاپيش لشكر بروند و راه را اصلاح كنند و درختها را قطع نمايند.
هيچ يك از عجم در نماز بر عربها امام جماعت نباشند، و احدى از ايشان در نماز با حضور عرب در صف اوّل نايستند مگر آنكه بخواهند صف را كامل كنند. مرزى از مرزهاى مسلمين و شهرى از شهرهاى ايشان را به احدى از عجم مسپار. قضاوت بين مسلمانان و نيز احكامشان را احدى از عجم بر عهده نگيرد.
اين سنّت عمر و روش او در باره عجمها بوده است. خداوند او را از امّت محمّد و بخصوص از بنى اميّه جزاى خير دهد!! بجان خودم قسم، اگر نبود آنچه او و رفيقش (ابو بكر) انجام دادند و قوت و صلابتى كه در دين خدا داشتند ما و همه اين امّت غلامان بنى هاشم بوديم[٢]! و آنان خلافت را يكى پس از ديگرى به ارث مىبردند همان گونه كه
[١] در اين باره به بحار: ج ٨ قديم ص ٢٨٧، و الغدير: ج ٦ ص ١٨٧ مراجعه شود.
[٢]« ج»: شبيه خدمتگزار در دين خدا براى بنى هاشم بوديم.