أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٣٢ - غرامت گرفتن عمر از كارگزاران
بدعتها و اعتراضات ابو بكر و عمر نسبت به دين ابان مىگويد: سليم گفت: در مسجد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به عدّهاى كه گرد هم نشسته بودند برخوردم كه در ميان آنان، بجز سلمان و ابو ذر و مقداد و محمد بن ابى بكر و عمر بن ابى سلمه و قيس بن سعد بن عباده، كسى غير از بنى هاشم نبود.
١ بدعتهاى ابو بكر و عمر
غرامت گرفتن عمر از كارگزاران
عبّاس به على عليه السّلام گفت: چه چيزى عمر را مانع شد كه از قنفذ هم مانند ساير كارگزارانش غرامت بگيرد؟ امير المؤمنين عليه السّلام نگاهى به اطرافيانش كرد و چشمانش پر از اشك شد و فرمود: عمر خواست بدين وسيله از قنفذ بخاطر ضربتى كه با تازيانه به فاطمه عليها السّلام زد تشكر كرده باشد[١]. همان ضربتى كه فاطمه عليها السّلام از دنيا رفت در حالى كه اثر آن بر بازويش مانند دستبند باقى مانده بود[٢].
سپس فرمود: تعجّب است از محبّت اين مرد (عمر) و رفيقش قبل از او (ابو بكر) كه در قلوب اين امّت جاى گرفته و تسليم آنان در برابر او در هر چيزى كه بدعت گذاشته است.
اگر كارگزاران عمر خائن بودند و اين اموال در دست آنان به خيانت جمع شده بود، او حقّ نداشت آنان را رها كند و بايد همه را مىگرفت چرا كه غنيمت مسلمانان است. پس چرا نصف آن را گرفته و نيم ديگر را در دست آنان باقى گذاشت؟!
[١]« الف»: ما شكايت مىكنيم از زدن او فاطمه عليها السّلام را.
[٢]« ب»: بر بازوى او ديده مىشد.« د»: در بازوى او اثر كرده بود.