أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٧٩ - نگاهى به جعل احاديث
مىكنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضيان خود تقرب جويند[١].
اوج اين مطلب و كثرت آن در زمان معاويه بعد از وفات امام حسن عليه السّلام بود، كه شيعيان در هر شهرى كشته شدند و دست و پاى آنان قطع گرديد، و با هر تهمت و گمانى در باره محبّت ما و وابستگى به ما بدار آويخته شدند[٢].
اين بلا همچنان تا زمان ابن زياد بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شدت مىگرفت و بيشتر مىشد[٣].
سپس حجاج آمد و شيعيان را به انواع كشتن و به هر گمان و تهمتى بقتل رسانيد تا آنجا كه اگر به كسى «كافر» يا «آتش پرست» مىگفتند برايش محبوبتر از آن بود كه به او «شيعه حسين صلوات اللَّه عليه» گفته شود.
٤ تاريخچهاى از جعل و تحريف احاديث
نگاهى به جعل احاديث
چه بسا شخصى كه از او به نيكى ياد مىشد- و شايد واقعا هم پرهيزكار و راستگو بود- مىديدى كه احاديث عظيم و عجيبى در باره فضيلت بعضى از سردمداران گذشته نقل مىكند كه خداوند هيچ يك از آنها را خلق نكرده است[٤]. او گمان مىكند آنها حق
[١]« د»: و از قول ما آنچه نگفتهايم و دستور ندادهايم را نقل مىكنند تا ما را نزد مردم مبغوض نمايند و در نتيجه مردم ما را ترك كنند و از ما بيزارى بجويند.
[٢] عبارت در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد چنين است: و هر كس بعنوان محبت و وابستگى به ما از او ياد مىشد زندانى مىگرديد يا مال او به غارت مىرفت يا خانهاش ويران مىشد.
[٣]« ب»: سپس بلا همچنان در زمان معاويه و يزيد تا بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شدت مىيافت و بيشتر مىشد.
[٤]« ب»: كه خداوند هيچ فضيلتى در ايشان خلق نكرده است.