أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٠٩ - اشكال تكلم محمد بن ابى بكر با پدرش و جواب آن
معجزات آن حضرت و علم غيب تلقى مىكند.
٧. امير المؤمنين عليه السّلام يك بار ديگر سخن محمد بن ابى بكر را، بعد از شهادت او در جواب سليم مورد تأييد قرار مىدهد.
٨. مسأله كمى سن محمد بن ابى بكر هنگام مرگ پدر بعنوان يك اشكال نه از طرف امير المؤمنين و نه از طرف پسر عمر و نه از طرف سليم مطرح نشده و به او اعتراض نكردهاند، با آنكه در متن قضيه بودهاند و سن محمد بن ابى بكر و پدرش و خصوصيات زندگى آن دو را مىدانستهاند.
از اينجا معلوم است كه سنّ او هنگام مرگ پدر در حدّى بوده كه نقل آن قضايا و گفتگوها با پدر سؤال برانگيز نبوده است، اضافه بر اينكه سليم با دقت خاصى كه در نقل همه رواياتش دارد، در اين حديث بخصوص جزئيّات قضيّه را به صور مختلف از محمد بن ابى بكر سؤال مىكند ولى در باره كمى سن او سؤالى مطرح نمىكند، و خود محمد بن ابى بكر نيز حتّى توضيح و اشارهاى در اين باره ندارد.
ب. قرائن و مؤيّدات خارج از اين حديث كه آن را تأييد مىكند:
١. نسخههاى چهارگانه كتاب (الف، ب، ج، د) در تعداد احاديث و زياده و نقيصه آن مختلفند، ولى اين حديث بطور كامل در همه آنها موجود است.
٢. شيخ صفّار و شيخ صدوق و شيخ مفيد و ثقفى، اين حديث را با سند به سليم از او نقل كردهاند[١]. بنا بر اين معلوم مىشود اين حديث بهر حال از سليم نقل شده و انحصارى به كتاب او ندارد.
٣. در ساير احاديث كتاب سليم، تصديق اين سخنان محمد بن ابى بكر ديده مىشود كه در حديث ٤ دو مورد و در حديث ١١ دو مورد و در حديث ١٩ نيز يك مورد است[٢].
٤. در كتب تاريخ و حديث شيعه تأييد قسمتهايى از اين حديث را مىبينيم كه
[١] بصائر الدرجات: ص ٣٧٢. علل الشرائع: ج ١ ص ١٨٢. الاختصاص: ص ٣٢٤. الكافيه( شيخ مفيد) بنقل بحار الانوار: ج ٨ قديم ص ١٩٩. الغارات( ثقفى): ج ١ ص ٣٢٦.
[٢] به ص ٢٣٢ و ٢٤٠ و ٣٠١ و ٣٠٤ و ٣٩٢ همين كتاب مراجعه شود.